تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 58

مساهمون:

ص٥٨
اتباع بريدى گريختند و نزد او بازگشتند ( در تجارب الامم آنچه در خاطر دارم بجكم با سيصد مرد ترك براى پيش آهنگى و كشف راه و اطلاع بر اوضاع دشمن رفته بود و عده بريدى ده هزار بوده بجكم خود سرانه دليرى كرد و بر آن لشكر حمله نمود و بدون اطلاع بدرخرشنى يا ابن رائق آنها را شكست داد ) بريدى محمد حمال ( يا جمال ) را با تازيانه زد و گفت تو با عده سه هزار مرد جنگى از سيصد مرد گريختى ؟ . او پاسخ داد كه تو گمان كردى با ياقوت بخت برگشته جنگ مىكنى نمىدانستى كه آنهايى كه آمدند غير از آنانى هستند رفتند ( در تجارب الامم مىنويسد اگر تو همى لشكر بكشى و به روى نصيب تو فرار خواهد بود ) . پس از آن بريدى عده ديگرى كه در آن جنگ نبوده تجهيز بر عده سابق اضافه كرد و باز بفرماندهى حمال براى جنگ بجكم فرستاد . در پيرامون نهر شوشتر روبرو شدند بجكم و اتباع او از رود عبور كردند و چون لشكر بريدى آنها را ديد بدون جنگ گريخت چون ابو عبد اللّه بريدى ديد آنها مقاومت نكردند خود و دو برادرش هر كه از سپاه مانده بود در كشتى حمل كردند و هر چه در گنج داشت كه سيصد هزار دينار بود همراه بردند كشتىها غرق شد و شناگران و غواصان آنها را نجات دادند مقدارى از مال را هم براى بجكم از آب درآوردند و بجكم با عده ( كم ) وارد بصره گرديد . در بصره در محل ابله ( از ابليوس سردار اسكندر ) اقامت گزيدند كه در آنجا اتباع بريدى اقامت كرده بودند . بريدى چند كشتى براى فرار گرفت و با عدهء خود گريخت . ابو عبد اللّه بريدى اقبال غلام خود را بجنگ ابن رائق فرستاد كه طرفين در محل « مطارى » روبرو شدند اتباع ابن رائق شكست خورده منهزم و عده از آنها گرفتار شدند بريدى آنها را آزاد كرد و بابن رائق نامه نوشت و از او عذر خواست و التماس عفو نمود گروهى از اعيان بصره را هم نزد او فرستاد كه شفاعت كنند . آنها خواستند بابن رائق سوگند دهند كه اگر فاتح شد به آنها آزار نرساند او خوددارى كرد و گفت اگر ظفر يافتم بصره را ويران خواهم كرد و همه ساكنان شهر را خواهم كشت و سوگند ياد كرد كه چنين كند آنها
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 58 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت