تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 56

مساهمون:

ص٥٦
ابن رائق را كردند .

بيان اختلاف ابن رائق و بريدى وقوع جنگ ميان آن دو

در آن سال ميان ابن رائق و بريدى عداوت آغاز شد . يكى از علل آن بود كه ابن رائق چون از واسط ببغداد رفت فرمان داد كه سپاهيان حجريه كه مخفى شده بودند ظاهر شوند چون ظاهر شدند عده دو هزار تن از آنها را بسربازى پذيرفت و بقيه را آزاد كرد كه پى روزى خود بروند آنها از بغداد خارج شدند و در راه خراسان تجمع كردند بعد از آنجا سوى ابو عبد اللّه بريدى رفتند و او آنها را گرامى داشت و ابن رائق را بد گفت و عيب او را شرح داد ولى ببغداد نامه نوشت و از پذيرفتن آنها معذرت خواست و نوشت من از آنها ترسيدم كه آنها را پذيرفتم آنها را بهانه اين كرد كه ماليات را نپردازد و بگويد مخارج آنها را بر عهده گرفته و خراج را كه تضمين كرده بود بريد چنين هم وانمود كه آنها با سپاهيان خود متحد شده‌اند و من از شورش و تمرد آنها مىترسم و آنها مانع حمل و تاديه ماليات تعهد شده مىباشند . ابن رائق نمايندگانى نزد او فرستاد كه او را با خراج و تبعيد سپاهيان حجريه وادار كند او عذر خواست و اقدام نكرد . يكى از اسباب اين بود كه ابن رائق شنيده بود كه بريدى به او ناسزا گفته و نزد اهالى بصره به او دشنام داده بود و اقبال ( غلام بريدى ) در قلعه مهدى با عدهء مستقر گرديده اينها موجب خشم او گرديد كوفى را هم بدوستى و همراهى بريدى متمم كرد و خواست او را عزل كند ولى ابو بكر محمد بن مقاتل مانع شد و سخن او نزد ابن رائق مقبول و مؤثر بوده . دستور داد كه كوفى نامه ببريدى بنويسد و از او گله كند و از او خواست كه لشكر خود را از قلعه مهدى بخواند . او پاسخ داد كه اهالى بصره از قرمطيان مىترسند و ابن يزداد ( عامل سابق ابن رائق ) قادر بر حمايت آنها نمىباشد . اهالى باتباع من توسل جسته و پناه
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 56 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت