تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 57

مساهمون:

ص٥٧
آورده‌اند در آن هنگام ابو طاهر هجرى ( قرمطى ) بكوفه رسيده بود و آن تاريخ بيست و سيم ربيع الاول بود . ابن رائق با سپاه خود به محل « قصر ابن هبيره » رفت و نزد قرمطى نماينده فرستاد ولى توافقى ما بين آن دو حاصل نشد و قرمطى به شهر خود بازگشت . ابن رائق هم برگشت و در واسط مستقر گرديد . بريدى آگاه شد بلشكريان خود دستور داد كه داخل شهر بصره شوند و با هر كه با آنها مخالفت كند نبرد كنند . گروهى از سپاه حجريه را هم براى يارى آنها فرستاد . ابن يزداد عده فرستاد كه مانع ورود آنان شوند . طرفين در پيرامون نهر امير جنگ كردند و اتباع ابن يزداد منهزم شدند . اقبال و اتباع بريدى بصره را گرفتند و ابن يزداد گريخت و بكوفه رفت آن هم بعد از اينكه دوباره گريختگان را عودت داد و عده هم از اهل بصره براى نبرد استخدام كرده بود و بالاخره همه منهزم و متفرق شدند و خود او بكوفه رسيد . ابن رائق سخت برآشفت و بريدى را تهديد كرد و به او دستور داد اتباع خود را از بصره بخواند ولى او عذر آورد و عمل نكرد . در آغاز كار اهالى بصره بسبب بدرفتارى ابن يزداد بريدى را خواستند .

بيان استيلاى بجكم بر اهواز

چون پاسخ بريدى بابن رائق رسيد و ديد كه او مغالطه مىكند و لشكر خود را از بصره نمىخواند . بدرخرشنى را خواست و به او خلعت داد بجكم را نيز نزد خود خواند و خلعت داد و هر دو را با سپاه فرستاد كه در محل « جامده » بمانند . بجكم خود سرانه تا شوش رفت و منتظر بدر و اتباع او شد بريدى آگاه شد عده سه هزار مرد جنگى براى نبرد و دفع او فرستاد كه فرمانده آنها غلام او بود كه نامش حمال بود ( در تجارب الامم جمال با جيم آمده كه شتربان باشد و بايد اين صحيح باشد نه حمال كه باربر باشد ) . جنگ ميان آنها رخ داد . عده بجكم فقط دويست و هفتاد مرد جنگى ترك بود