تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 5

مساهمون:

ص٥
هر كه بالا بيايد من او را خواهم كشت . يكى از آنها تير در كمان برد و گفت : اگر فرود آئى و تسليم شوى چه بهتر و گر نه اين تير را در گلوى تو خواهم نشاند . او ناگزير فرود آمد . او را گرفتند و به محلى بردند كه طريف سبكرى در آنجا حبس شده بود . در زندان را گشودند و طريف را آزاد كردند و قاهر را بجاى او بزندان سپردند و بعد چشم او را كور كردند . ( در تجارب الامم ذكر شده كه طريف سبكرى كه آزاد شده بود و دستور ميل كشيدن و كور كردنش را داده و او نخستين خليفه‌اى بود كه كورش كردند و پس از مدتى در يك واقعه كه شايد شرح آن نوشته شود از خانه بيرون رفت و تن بگدايى داد و گفت : رحم كنيد بر كسى كه ديروز خليفه شما بود بعضى از بنى العباس او را منع كردند و به خانه بردند . ) گفته شده علت خلع او بدست سپاهيان ساجيه و حجريه چيز ديگرى بوده بر خلاف آنچه بيان كرديم و آن اين است كه چون قاهر بخلافت رسيد شروع كرد بتباهى ساجيه و حجريه آن هم بتدريج و در مدت دراز كار بزرگان آنان را هم انجام نمىداد و آنها را بكشيك در كاخ خود بنوبت مجبور مىكرد و عطا و حقوق آنها را بتأخير مىانداخت و هر كه از آنها با او سخن مىگفت پاسخ درشت از او مىشنود آنها هم يك ديگر را آگاه كردند . او بسلامه حاجب و دربان خود مىگفت : اى سلامه تو يك گنج متحرك هستى كه با من مىروى چه مىشود اگر هزار هزار دينار به من بدهى ؟ او گمان مىكرد كه قاهر شوخى مىكند ( و حال اينكه طمع كرده بود ) خصيبى وزير او هم از او نگران و بيمناك بود . او در كاخ خود پنجاه حفره كند و براى هر يك از آنها در گذاشت گفته مىشد آنها را براى سالاران ساجيه آماده كرده بود كه در آنجا حبس و هلاك شوند آنها و سپاهيان حجريه از او ترسيدند و بر تنفر و بيم آنها افزوده شد . جمعى از قرمطيان در فارس اسير شدند و آنها را ببغداد فرستادند آنها در همان حفره‌ها