تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 32

مساهمون:

ص٣٢

بيان فتنه حنبليان در بغداد

در آن سال حنبليان ( پيروان احمد بن حنبل رئيس مذهب حنبلى كه در ايران متولد شده و فارسى را خوب ميدانست ولى خود از نسل ذو الثديه يعنى پستاندار كه يك پستان دراز مانند دست داشت بود و على او را در نهروان با خوارج كشت و او بسيار متعصب بود ) نيروى عظيم پيدا كردند بحديكه بر خانه سالاران و فرماندهان و ساير مردم هجوم مىبردند كه اگر باده يا آلت طرب باشد آنها را مىريختند و ميشكستند و تاراج مىكردند . اگر هم مردى با زن يا بچه راه مىرفت وضع او را تحقيق ميكردند كه آن زن يا آن بچه بچه نحو انتسابى دارند ( كه مرتكب فسق نشوند ) اگر جواب صحيح بود او را رها مىكردند و گر نه مىنواختند و سخت آزار مىدادند و نزد رئيس شرطه ( پليس ) مىبردند و شهادت ميدادند كه مرتكب كارهاى زشت و فسق و فجور شده . بغداد را با اين كار مضطرب كردند . بدر خرشنى كه رئيس شرطه ( پليس ) بود سوار شد و آن در روز دهم جمادى الثانية بود دستور داد در دو طرف بغداد جار بزنند كه اتباع بر بهارى حنبلى نبايد دو نفر با هم باشند و حق ندارند درباره مذهب و عقيده خود بحث و مناظره كنند . يك پيشنماز حنبلى هم حق ندارد پيشواى نماز جماعت شود مگر اينكه بسم اللّه الرحمن الرحيم را علنا و بلند بخواند چه در نماز صبح و چه در نماز عشا آن ندا و تهديد سودى نبخشيد بلكه بر شر و فتنه افزود . آنها كوران را وادار كردند كه هر شافعى مذهب كه وارد مسجد شود او را كورانه با عصا بنوازند و آنها چنان مىزدند كه كشته مىشد . راضى رقعه‌اى نوشت كه براى حنبليها خوانده شود كار آنها را زشت دانست و بد عقيده خواند كه تشبيه ميكنند ( خدا را تشبيه مجسم مىكنند ) و در آن رقعه چنين آمده : گاهى شما ( حنبليان ) صورت زشت و پليد خود را مثال روى خداوند ميدانيد و خود را شبيه يزدان مىخوانيد و براى خدا دست و پا و انگشت و كفش زرين قائل ميشويد و حتى بوى خدا را وصف ميكنيد و گاهى شيعيان آل محمد را كافر و گمراه ميدانيد . شما
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 32 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت