تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 281

مساهمون:

ص٢٨١

خبر غازيان خراسانى با ركن الدوله

در ماه رمضان آن سال عده بيست هزار مجاهد به شهر رى رسيدند كه قصد غزا ( غزوه ) داشتند . ركن الدوله خبر آنها را شنيد و دانست كه عدهء آنها فزون است و آنها در شهرستان‌ها مرتكب فساد شده و رؤساء و فرماندهان مانع آزار و فساد آنها نشدند . استاد ابو الفضل بن عميد كه وزير ركن الدوله بود گفت : بايد آنها را از ورود به حال اجتماع در شهر منع نمود . ركن الدوله گفت : من چنين نخواهم كرد مبادا گفته شود كه من از غازيان بيمناك شده‌ام . ابن عميد گفت : پس آنها را از ورود منع كن تا سپاه تو تجمع كند و آماده شود باز هم قبول نكرد . ابن عميد گفت : من مىترسم كه آنها با امير خراسان ساخته و براى كشور تو توطئه چيده باشند تا دولت ترا براندازند باز قبول نكرد . چون غازيان وارد شهر رى شدند سالاران آنها كه قفال فقيه ميان آنها بود در مجلس ابن عميد حاضر شدند و از او مال خواستند كه آن را براى جهاد انفاق كنند او بآن‌ها وعده داد ولى آنها سخت اصرار كردند و گفتند ما خراج اين كشور را ميخواهيم كه عينا بما پرداخته شود زيرا خراج از بيت المال است . روميان هم نسبت بمسلمين چنين كرده و چنان و بلاد اسلام را گشوده و بر وطن و ملك شما استيلا يافته‌اند همچنين ارمنيان . ما فقير و غريب و مجاهد هستيم و به اين مال احق و اولى مىباشيم كه بايد همه بما برسد و نيز درخواست كردند كه لشكرى با آنها براى جهاد روانه شود . ابن عميد دانست كه آنها باطن پليد و نيت بد دارند و آنچه را كه گمان كرده بود يقين شد او با آنها مدارا كرد و آنها از دشنام دادن بديلميان و تكفير آنان