تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 278

مساهمون:

ص٢٧٨
شافعى كه عالم بعلم حديث و سند او عالى و موثق بود در ماه ذى الحجه درگذشتند . ( حبان ) بكسر حاء و باء يك نقطه .

سنه سيصد و پنجاه و پنج

بيان تجديد جنگ عمان و استيلاى معز الدوله بر آن سامان

پيش از اين در سال قبل از اين تاريخ ( سيصد و پنجاه و چهار ) تسلط قرمطيان و فرار نافع را بيان كرده بوديم . چون نافع گريخت و قرمطيان استيلا يافتند ميان آنها يك منشى بنام على بن احمد بود كه بكارها رسيدگى ميكرد . منشى مذكور با قاضى شهر كه داراى نفوذ و و عشيره بود متحد گرديد كه هر دو سالارى براى امارت شهر انتخاب كنند . آنها مردى را بنام ابن طغان كه از كوچكترين سالاران عمان و داراى رتبه حقير بود برگزيدند . چون او بمقام امارت رسيد از سالاران بزرگتر و نيرومندتر از خود ترسيد هشتاد تن از آنان را گرفت بعضى را كشت و برخى را به دريا انداخت . دو جوان كه خواهرزادهء يكى از مغروقين بودند وارد شهر شدند و مدتى اقامت گزيدند روز سلام عام وارد بارگاه ابن طغان شدند و مردم به او درود گفتند چون سلام پايان يافت هر دو بر ابن طغان حمله كردند و او را كشتند . مردم بر انتخاب عبد الوهاب بن احمد بن مروان براى امارت عمان متفق شدند كه او از خويشان قاضى فوق الذكر بود . او خوددارى كرد ولى با اصرار ديگران