تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 253

مساهمون:

ص٢٥٣
بصحرا رفتند و نمىدانستند چه كنند يا كجا روند و اغلب آنها در بيابانها مردند و باز روميان هر كه را در شهر يافتند كشتند و تمام اموال مردم شهر را غارت كردند و دو ديوار متصل به يكديگر شهر را ويران نمودند ( دو حصار ) . دمستق هم بيست و يك روز در بلاد اسلام زيست و در پيرامون شهر زربى پنجاه و چهار قلعه بجنگ يا امان گرفت يكى از قلاع آن سامان كه مردمش با امان از آن خارج شده بودند يك مرد ارمنى نسبت بيك زن مسلمان هتك حرمت نمود مسلمين خشمگين شده شمشيرها را آختند و او را كشتند و به ديگران حمله نمودند كه دمستق غضب كرد و دستور داد آنها را بكشند عده آنها چهار صد مرد غير از زنان و كودكان بود همه را كشتند و كسانى را كه براى برده و بندى شدن شايسته بودند اسير نمودند . چون ايام روزه رسيد او بازگشت و خواست بعد از عيد مراجعت كند ولى سپاه خود را در « قيساريه » گذاشت . در آن هنگام ابن زيات امير طرسوس با چهار هزار مرد جنگى از اهالى طرسوس رسيد كه دچار هجوم دمستق شدند و بيشتر آنها را كشت يكى از مقتولين برادر ابن زيات بود آنها ناگزير تن بگريز دادند و بطرسوس بازگشتند ابن زيات مذكور خطبه سيف الدوله را قطع و عصيان كرده بود چون چنين شكستى نصيب اهالى طرسوس شد ناگزير خطبه و طاعت سيف الدوله بن حمدان را تجديد كردند و چون ابن زيات دانست كه مردم مطيع سيف الدوله شده‌اند بالاى خانه خود رفت و خود را از پنجره برود انداخت و دستخوش غرق گرديد . اهالى « بغراس » با دمستق مكاتبه كردند و با گرفتن صد هزار درهم به آنها امان داد و كما كان به حال خود گذاشت .

بيان هجوم روم بر شهر حلب و بازگشتن از آن شهر بدون سبب

در آن سال روميان شهر حلب را گشودند فقط قلعه آن مانده بود دمستق لشكر سوى آن شهر كشيد و مردم را غافلگير نمود چون مسلمين چشم گشودند او را در شهر حلب ديدند ولى قلعه آن به حال دفاع مانده بود . او چنان كه نوشتيم سپاه خود را در « قيساريه » گذاشته بود و خود ( با عده ) داخل شهر حلب گرديد چون روزه قوم نصارى