تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 12

مساهمون:

ص١٢
به او واگذار كردند و او قبول نكرد و سوى نهروان رفت و نزديك شد و باستيفاى ماليات شروع كرد و بمردم ستم نمود و صاحب قدرت و شوكت گرديد محمد بن ياقوت با سپاه بغداد بجنگ او رفت . محمد مذكور نامه به او نوشت و استمالت كرد ولى او اعتنا نكرد . و گفت : بايد داخل بغداد بشوم . محمد بن ياقوت نزديك سپاه او لشكر زد و بعضى از پيش آهنگان با هم نبرد كردند . بعضى از لشكريان محمد بن ياقوت گريختند . روز سه شنبه بيست و چهارم جمادى الثانية دو سپاه جنگ را آغاز كردند و نبردى بسيار سخت رخ داد . اتباع هارون كه عده آنها فزونتر بود غالب شدند و بيشتر لشكريان محمد بن ياقوت منهزم شدند و بسيار كشته دادند و مجروحين آنها بيشتر بودند . محمد بن ياقوت حمله كرد و پل ميان دو لشكر را بريد چون او تنها بود هارون فرصت را مغتنم شمرد و خواست او را بگيرد يا بكشد ناگاه اسب هارون لغزيد و از اسب افتاد . غلامى بنام يمن به او رسيد و با طبرزين او را زد و استخوانش را خرد كرد و بعد پياده شد و سرش را بريد و سرش را برداشت و تكبير كرد اتباع هارون منهزم شدند و بعضى از آنها در خفا وارد بغداد گرديدند . لشكرگاه هارون غارت شد و بعضى از سران سپاه او اسير گرديدند و عدهء هم بقتل رسيدند . محمد به محل قتل هارون رفت و دستور داد ( جسد ) او را آن را غسل دهند پس از غسل و تكفين بر او نماز خواند و كسانى فرستاد كه خانه او را در بغداد محافظت كنند مبادا غارت شود خود هم وارد بغداد شد در حالى كه سر هارون را پيشاپيش برداشته بودند . همچنين سر فرماندهان او .

بيان مدعى پيغمبرى

در آن سال در محل « با سند » تابع « صغانيان » ( خاور ايران ) مردى ظاهر شد كه ادعاى پيغمبرى مىكرد مردم هم گروه گروه از او پيروى كردند هر كه با