تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 303

مساهمون:

ص٣٠٣
عماد الدوله عظمتى بىنظير يافت و از هر طرف مردم او را قصد كردند و مرداويج كه بر عظمت و حشمت و قدرت او آگاه شد مضطرب گرديد و باصفهان رفت تا تدبيرى به كار برد كه او را قلع و قمع كند در آن زمان برادرش و شمگير حاكم اصفهان بود زيرا مدت نوزده روز شهر بىحاكم مانده بود چون مرداويج باصفهان رسيد برادر خود را به شهر رى فرستاد .

بيان تسلط نصر بن احمد بر كرمان

در آن سال ابو على بن الياس از كرمان بفارس رفت و بياقوت پيغام داد كه قصد تسليم و فرمانبردارى او را دارد ولى ياقوت دانست كه او قصد خدعه و اغفال را نموده و او نپذيرفت او هم پس از اينكه باستخر رسيد ناگزير بازگشت . امير سعيد نصر بن احمد امير خراسان ماكان بن كاكى را براى جنگ او فرستاد و او با سپاهى عظيم رفت . ابن الياس گريخت و ماكان كرمان را بنيابت امير خراسان ( سامانى ) گرفت . محمد بن الياس مذكور از اتباع امير نصر بن - احمد بود كه بر او خشم گرفت و بزندانش سپرد پس از محمد بن عبيد اللّه بلحمى براى او پايمردى كرد و او را آزاد نمودند و با محمد بن مظفر بگرگان فرستادند . چون يحيى بن احمد و برادرانش در بخارا قيام و خروج كردند چنان كه گذشت محمد بن الياس نزد او ( يحيى ) رفت و با او بود و از نزد او بكرمان رفت و كرمان را گشود و در آنجا بود تا آنكه ماكان او را از آن ديار بر كنار كرد او ( محمد ) بدينور رفت و ماكان در كرمان سامان گرفت . چون ماكان از آن ديار بازگشت كه بعد از اين آن را بيان خواهيم كرد محمد بن الياس بكرمان بازگشت .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 303 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت