بيان حوادث
در ماه شوال سال جارى يك سيل عظيم شهر تكريت را فرا گرفت شدت باران باعث شد كه سيل تمام صحراى پيرامون شهر را بگيرد در شهر چهار صد خانه و دكان ويران شد . آب در بازار چهارده وجب بالا رفت و بسيارى از مردم غرق شدند .
مسلمين و مسيحيان ( كه نتوانستند تشخيص دهند ) با هم دفن شدند . كه هيچ كس شناخته نشد .
در آن سال تند بادى در موصل وزيد كه حامل خاك سرخ بود و بعد آن خاك سياه شد . مردم هم يك ديگر را نمىديدند و نمىشناختند . مردم گمان بردند روز قيامت رسيده بعد خداوند باران نازل كرد و خطر دفع گرديد .
ابو القاسم بن عبد اللّه بن احمد بن محمد بلخى در ماه شعبان وفات يافت او از علماء علم كلام معتزليهاى بغدادى بود .
سنه سيصد و بيست
بيان رفتن مونس بموصل
در ماه محرم سال جارى مونس مظفر در حال مخالفت و ستيز با مقتدر راه موصل را گرفت . سبب آن اين بود كه براى او مسلم شده كه وزير حسين بن قاسم هارون بن غريب و محمد بن ياقوت را احضار كرده ( كه در قبال مونس نيروى كارگر باشند ) و به همين جهت بيمناك و بدبين شد . علاوه بر آن ديد كه حسين ( وزير ) غلامان و پيادگان و سنگ اندازان را در دار الخلافه جمع و منظم كرده و بر مخارج آنها افزوده و نيز هارون بن غريب نزديك بغداد رسيده . مونس بر بدبينى و خشم خود افزود و يك نامه بخليفه مقتدر نوشت و بواسطه خادم خود « بشرى » فرستاد . وزير خواست بر مضمون آن نامه آگاه شود ولى « بشرى » از مطلع كردن وى خوددارى كرد و گفت : فقط امير المؤمنين بر آن آگاه خواهد شد . مقتدر بر آمدن او و حمل نامه آگاه شد به او پيغام داد كه آن