تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 263

مساهمون:

ص٢٦٣
« خلاط » و پيرامون آنها را ويران نمودند و بسيارى از مسلمين را كشتند و اسير بى - شمار گرفتند . مفلح غلام يوسف بن ابى الساج آگاه شد كه در آن زمان والى آذربايجان بود با سپاهى عظيم وعده بسيار از داوطلبان و مجاهدين آنها را قصد كرد در ماه رمضان بارمنستان رسيد اول سوى بلاد ابن الديرانى و همراهان او كه سبب جنگ شده بودند لشكر كشيد . ساكنين آن ديار را كشت و اموال آنها را ربود . ابن الديرانى بقلعه خود پناه برد . مردم در كشتن ارمنيان افراط و اسراف كردند وعده مقتولين به صد هزار تن رسيد . سپاه روم هم سوى سميساط رفت و شهر را محاصره كرد اهالى شهر بسعيد بن حمدان استغاثه و توسل نمودند مقتدر ابن حمدان را والى موصل و ديار ربيعه كرده بود و در تعويض آن ايالت شرط كرده بود كه او بجنگ و غزاى روم اقدام كند و ملطيه ( مالت ) را از روم پس بگيرد زيرا اهل آن جزيره ناتوان شده و ناگزير تسليم روميان گرديدند و كليدهاى شهر را بروميان دادند و روميان بر آنها تسلط و حكومت كردند . چون رسول اهالى « سميساط » نزد سعيد بن حمدان رسيد و از او يارى خواست او آماده و مجهز گرديد و روميان را قصد نمود و با شتاب لشكر كشيد . روميان نزديك بود شهر « سميساط » را بگشايند و چون لشكر سعيد رسيد آنها گريختند . او از آنجا سوى ملطيه ( مالت ) لشكر كشيد كه در آنجا روميان و مليح ارمنى بودند . بنى ( بتصغير ) بن نفيس يار مقتدر كه گريخته و بروميان پناه برد و مسيحى شده بود . همراه آنها بود . روميان كه جزيره را در دست داشتند ترسيدند مبادا از خارج سعيد با سپاه برسد و از داخل اهالى بجنگ آنها برخيزند كه خود دچار هلاك شوند ناگزير محاصره را ترك كردند سعيد وارد شهر شد اميرى براى حكومت آن بلاد برگزيد و بازگشت از آنجا بكشور روم هجوم برد آن در تاريخ شوال ( سال جارى ) بود . پيش از لشكر كشى دو گروه از سپاهيان خود را بطور پيش آهنگ فرستاد آن دو دسته پيش آهنگ قبل از ورود او پيش رفتند و و زدند و كشتند و بردند و راه را گشودند .