بنهاوند رسيد ديد كه اهالى آن شهر همه ثروتمند هستند طمع كرد و از آنها سه هزار هزار ( مليون ) نقد بمصادره ( زور ) گرفت . در مدت يك هفته لشكرى براى خود ايجاد و از آنجا راه اصفهان را گرفت و نسبت بهارون تمرد كرد و از او جدا شد خود و عدهء كه تجهيز كرده بود در تاريخ جمادى الثانية باصفهان رسيدند والى آن ديار احمد بن كيغلغ بود و آن قبل از تسلط مرداويج بر اصفهان بود احمد بمقابله او لشكرى كشيد و نبرد كرد و با وضع شرم آورى شكست خورد و گريخت با سختى با عده سى سوار بيكى از آباديهاى اصفهان پناه برد . لشكرى وارد اصفهان شد وعده خود را در كاروانسراها و خانهها سكنى داد ولى خود لشكر بدرون شهر داخل نشد . لشكرى سوار شد و گرداگرد شهر جولان داد ناگاه عدهاى را ديد كه احمد و يارانش بودند . پرسيد كه آن گروه كه باشند ؟ به او گفته شد اتباع احمد هستند .
او آنها را قصد كرد و چون نزديك شد دانست كه احمد ميان آنهاست بر آنها حمله كرد وعده او كم بود احمد خود دليرى كرد و بر لشكرى تاخت و او را كشت او را با شمشير زد . شمشير كلاه خود و سر لشكرى را شكافت و مغز او را دو نيم كرد .
در آن زمان سن احمد بن كيغلغ بيش از هفتاد سال بود چون لشكرى كشته شد اتباع او گريختند و شهر اصفهان را تهى كردند . فرار آنها چنان با شتاب و پريشانى رخ داد كه بار و بنه و هر چه ربوده بودند بجا گذاشتند احمد هم با پيروزى داخل شهر اصفهان شد . اين واقعه قبل از فتح و تسلط مرداويج بود .
اين يكى از جنگها و كشورگشائىهاى عجيب و لذت بخش بود ولى پاداش كيغلغ ( با آن دليرى ) اين بود كه خليفه او را عزل و مظفر بن ياقوت را بايالت اصفهان منصوب نمود . ( كه باعث زوال قدرت خليفه گرديد چنان كه خواهد آمد ) ( افسوس كه مترجم مجال شرح و بيان و تفسير و توسعه نقلى اخبار ايران را ندارد و گر نه بيشتر مقصود ما از ترجمه اين كتاب بيان تاريخ عظيم ايران است خصوصا در اين مدت زمان از قيام ابو مسلم فريدنى اصفهانى مشهور بخراسانى تا صفاريان و سامانيان و ديلميان كه آغاز كار آنان اين است كه مختصرا و فهرست وار
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 257
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٥٧