تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 249

مساهمون:

ص٢٤٩
مونس درخواست كرد كه حسين را بوزارت انتخاب كند ولى مقتدر ( بر رغم او ) سليمان بن حسن را وزير نمود و آن در تاريخ جمادى الاولى بود . مقتدر دستور داد كه على بن عيسى در ديوان و كليه كارهاى وزارت ناظر باشد و بدون اطلاع او سليمان كارى انجام ندهد . ابو على بن مقله را هم مصادره كردند و دويست هزار دينار پرداخت مدت وزارت او دو سال و چهار ماه و سه روز بود .

بيان گرفتارى فرزندان بريدى

فرزندان بريدى كه ابو عبد اللّه و ابو يوسف و ابو الحسين باشند خراج اهواز را تعهد و ضمانت كرده بودند چنان كه خبر آن گذشت . و چون ابن مقله از وزارت افتاد مقتدر به خط خود باحمد بن نصر قشورى حاجب نوشت كه آن سه برادر را بازداشت كند و در خانه خود او محبوس شوند . روزى هياهو و غوغا برپا شد احمد علت آن شور و ضجه را پرسيد ابو عبد اللّه گفت : ما آزاد شده‌ايم و اين نامه وزير است نوشته رها شوند و به كارهاى خود باز گردند . احمد گفت خليفه به من نوشته تا نامه به خط من به تو نرسد تو آزاد مكن و اين نامه مجعول است . و بعد معلوم شد كه آن نامه را جعل كرده بودند . پس از آن مقتدر آنها را ببغداد احضار و مصادره كرد و مبلغ چهار هزار دينار از آنها مطالبه نمود . مقتدر خود تصور نمىكرد كه چنين مبلغى از آنها دريافت مىشود ولى آن مبلغ را تكليف كرد و حاضر شده بود مقدار كمترى از آنها دريافت كند ولى آنها همه مبلغ درخواست شده را بدون چون چرا پرداختند تا آزاد شوند و به محل كار خود بازگردند .

بيان قيام و خروج صالح و اغر

در ماه جمادى الاولى همين سال مردى خارجى ( منتسب بخوارج فرقه