تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
خونش ريخته خواهد شد بجنگ مونس پرداخت و سالار او سيما بن بويه را كشت و گروهى از فرماندهان و سالاران را اسير كرد و بر اشتران نشاند و در شهر اردبيل گردانيد و مونس بزنجان گريخت . مونس در زنجان ماند كه سپاه گريخته را جمع كند و از خليفه مدد بخواهد . ابن ابى الساج با او مكاتبه و درخواست صلح كرد مونس هم دربارهء صلح بخليفه نوشت و او موافقت نكرد چون ماه محرم سنه سيصد و هفت رسيد حامد بن عباس وزير بود و مونس سپاه عظيمى گرد آورد و يوسف را قصد كرد . جنگ در پيرامون دروازه اردبيل واقع شد و يوسف منهزم و اسير شد . همچنين عدهء از سران سپاه كه مونس همه را ببغداد فرستاد و يوسف را سوار شتر كردند و بر سرش كلاه رسوائى گذاشتند . بر كلاه او دم شغال آويخته بودند . او را نزد مقتدر بردند و بعد در كاخ خليفه باز داشتند كه زيدان قهرمانه ( مؤنث قهرمان ) متولى حبس او بود . چون مونس بر ابن ابى الساج پيروز شد ايالت رى را بابن وهسوذان واگذار كرد همچنين دماوند و قزوين و ابهر و زنجان و ماليات آن سامان را برجال و ياران خود اختصاص داد . قم و كاشان و ساوه را هم باحمد بن على بن صعلوك واگذار كرد و خود آذربايجان را بدرود گفت .

بيان اوضاع آن بلاد بعد از رفتن مونس

چون مونس از آذربايجان خارج شد « سبك » غلام يوسف بن ابى الساج قيام كرد و آذربايجان را گرفت و سپاه عظيمى گرد آورد . مونس محمد بن عبيد اللّه فارقى را بجنگ او فرستاد و ايالت آن سامان را به او واگذار نمود . محمد سبك را قصد كرد و نبرد واقع و محمد فارقى منهزم گرديد و ببغداد رفت و سبك در آذربايجان مستقر و مسلط شد . سبك بخليفه نوشت كه ماليات آذربايجان را بمقاطعه و مبلغ معين بپردازد . درخواست او اجابت و مبلغ را ساليانه دويست و بيست هزار دينار قرار گذاشتند . خلعت و فرمان هم براى او فرستاده شد ولى او بتعهد خود وفا