تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 131

مساهمون:

ص١٣١
او « ابن بلك » برقرار شد .

بيان قتل امير ابو نصر احمد بن اسماعيل سامانى و امارت فرزندش نصر

در آن سال امير احمد بن اسماعيل بن احمد سامانى امير خراسان و ما وراء - النهر كشته شد . او علاقه به شكار داشت و در آن افراط مىكرد . روز سوى محل « فربر » براى شكار رفت چون بازگشت دستور داد كه لشكر بجنبد و لشكرگاه را بسوزانند ناگاه از والى خود در طبرستان كه ابو العباس صعلوك بود و او بعد از مرگ ابن نوح امير آن ديار شده بود نامه رسيد كه حسن بن على علوى اطروش قيام و ظهور كرده و غلبه يافته و او را ( كه والى و امير بود ) از آن سامان اخراج و طرد نموده . احمد از آن خبر سخت دلتنگ شد و بازگشت و در همان لشكرگاهى كه آتش زده بود لشكر زد . مردم آن را بفال بد گرفتند . او شيرى همراه داشت كه هر شب آن شير را براى پاسبانى نزديك خوابگاه خود مىبست كه هيچ كس نمىتوانست نزديك او شود در آن شب از آوردن و بستن شير پاسبان غفلت شد كه يك گروه از غلامان او بر خوابگاهش هجوم برده سرش را بريدند و گريختند . قتل او شب پنج شنبه بيست و سيم جمادى - الثانية سال سيصد و يك واقع شد . نعش او را سوى بخارا بردند و در همانجا به خاك سپردند و به او لقب شهيد دادند غلامان را تعقيب كردند بعضى از آنها را گرفتند و كشتند . پس از او فرزندش ابو الحسن نصر بن احمد بسن هشت سالگى بامارت رسيد . مدت امارت او سى سال و سه روز بود لقب سعيد ( در قبال شهيد كه پدرش بود ) به او دادند . اتباع پدرش پس از مرگ احمد در بخارا با او بيعت كردند كسى كه متولى گرفتن بيعت شد احمد بن محمد بن ليث امير بخارا بود و چون خواست براى او بيعت بگيرد او را بر دوش كشيد و بيعت گرفت ( كودك بود ) . چون غلامان او را بر دوش حمل كردند كه مردم او را ببينند ترسيد و گفت : ميخواهند مرا مانند پدرم بكشند ؟