كه سپاه ابو عبد اللّه خواهد آمد ابراهيم با سپاه خود بازگشت و ابو عبد اللّه با سپاه رسيد كه كسى نديد . ابراهيم هم به محل « اربس » بازگشت چون فصل بهار و روزگار خوش رسيد ابو عبد اللّه سپاه خود را جمع و تجهيز كرد كه عدهء آن بالغ بر دويست هزار سوار و پياده گرديد . در محل « اربس » هم عدهء بىشمارى از سپاهيان زيادة اللّه گرد ابراهيم تجمع كردند . ابو عبد اللّه در اول ماه جمادى الثانية سنه دويست و نود و شش لشكر كشيد و مقابله و جنگ ما بين طرفين واقع شد و مدت نبرد به طول كشيد و بسيار شديد بود كه اتباع زيادة اللّه غالب شدند و چون ابو عبد اللّه غلبه آنها را ديد شش صد تن از سپاه خود را برگزيد و دستور داد كه از پشت سپاه زيادة اللّه حمله كنند راه حمله را هم معين كرد بر حسب اتفاق ابراهيم هم همان قصد را داشت كه از پشت سر سپاه ابو عبد اللّه حمله كند آن دو گروه در يك تنگناى با هم مقابله كردند كه اتباع ابراهيم منهزم شدند . از ميان سپاه فرياد برخاست كه ابو عبد اللّه كمين دارد سپاهيان همه تن بفرار دادند و ابراهيم و بعضى از متابعين او گريختند و بقيروان پناه بردند سپاهيان ابو عبد اللّه هم گريختگان را دنبال كردند مىكشتند و مىگرفتند و اسير مىبردند و مال تاراج مىكردند و اسب و كالا مىربودند پس از آن داخل شهر « اربس » شدند و قتل عام نمودند . بسيارى از اهالى شهر در مسجد جامع پناه بردند كه بيش از هزار انسان از آنها كشتند و شهر را غارت كردند . اين واقعه در آخر ماه جمادى الثانية رخ داد .
ابو عبد اللّه سوى « قموده » رهسپار شد چون خبر شكست و گريز بزيادة اللّه رسيد او هم گريخت و راه مصر را گرفت و كار او همان بود كه پيش از اين بيان نموديم و چون زيادة اللّه گريخت مردم شهر سوى قصر قديم گريختند يا شبانه بقيروان و « سوسه » رفتند اهالى قيروان هم « رقاده » را غارت كردند و قوى بر ضعيف غلبه كرد و كاخهاى بنى الاغلب را غارت كردند و مدت شش روز يغما دوام داشت ابراهيم بن اغلب هم بقيروان رفت و بكاخ امير مستقر گرديد و اهالى قيروان گرد او تجمع كردند و منادى ندا داد كه همه در امان هستند آنگاه احوال زيادة اللّه را شرح داد كه چگونه
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 105
مساهمون: ابن الأثير
ص١٠٥