تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
ابو القاسم برادر خود را نزد آنها فرستاد كيغلغ و ديگران هم با او بودند مذاكره كردند و آرام شدند . ابو نصر محمد بن بغا شنيد كه مهتدى بتركان گفته بود مال در دست محمد و موسى دو فرزند بغا مىباشد . محمد گريخت و ببرادر خود كه در محل « سن » لشكر زده بودند ملحق شد . موسى براى جنگ مساور لشكر كشيده و در « سن » لشكر زده بود . مهتدى به او چهار نامه نوشت كه او در امان است . محمد بن بغا باتفاق برادرش « حيسون » و « كيغلغ » بازگشت . مهتدى آن دو برادر را باتفاق « كيغلغ » بازداشت و از ابو نصر محمد بن بغا اموال را مطالبه كرد وكيل او پانزده هزار دينار داد ابو نصر را بعد از آن كشتند و در چاه انداختند تا جسد او متعفن شد بعد از چاه در آوردند و به خانه خود بردند حسن بن مأمون بر نعش او نماز خواند . مهتدى هم بموسى بن بغا بعد از قتل برادرش نوشت كه سپاه را تسليم « باى بيك » نمايد و خود نزد وى آيد . فرمان هم براى « باى بيك » صادر كرد كه سالارى سپاه را بگيرد و خود بجنگ مساور شارى ( خريدار نفس خود ) برود . در نامه هم دستور كشتن موسى بن بغا و مفلح را داده بود . « باى بيك » نامه را نزد موسى بن بغا برد و گفت : من از اين كار خرسند نيستم . اين يك نحو توطئه براى نابودى همه ماست . رأى تو چيست ؟ موسى گفت : من چنين صلاح مىدانم كه تو بسامرا به روى و تظاهر بطاعت بكنى و بگويى من دشمن موسى و مفلح هستم و مهتدى را ضد آن دو يارى مىكنم . آنگاه او نسبت به تو اعتماد خواهد كرد پس از براى قتل او ( مهتدى ) توطئه و تدبير خواهى كرد . باى بيك باتفاق « پارلوچ » و « اسارتكين » و سيماى بلند قامت و ديگران وارد دار الخلافه سامرا شدند و آن در دوازدهم ماه رجب بود . مهتدى باى بيك را بازداشت و ديگران را آزاد گذاشت اتباع باى بيك شوريدند و گفتند : براى چه قائد و سالار ما را حبس كرده و براى چه ابو نصر بن بغا را كشت . صالح بن على بن يعقوب بن منصور نزد مهتدى بود . مهتدى با او مشورت كرد . صالح گفت هيچ يك
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 92 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت