تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 294

مساهمون:

ص٢٩٤
رافع برادر خود محمد بن هرثمه را نزد محمد بن زيد فرستاد و مطالبه انجام وعده نمود كه بايد او را با لشكر ديلمان يارى كند . محمد بن زيد حتى با يك مرد او را يارى نكرد . ياران و غلامان رافع او را تنها گذاشتند و پراكنده شدند . او چهار هزار غلام داشت كه قبل از او هيچ كس چنين عدهء غلام نداشت . محمد بن هارون هم از او جدا شد و باسماعيل بن احمد سامانى در بخارا پيوست . رافع هم سوار جمازه شد و بخوارزم گريخت . هر چه مال و ذخيره داشت با عده كم حمل كرد و رفت و آن در تاريخ رمضان سنه دويست و هشتاد و سه بود . چون به محل « رباط جيوه » رسيد ، خوارزمشاه ابو سعيد درغانى را براى استقبال و پذيرائى او فرستاد ابو سعيد ديد كه عده اتباع و محافظين مال او كم است طمع و بمال او كرد خيانت نمود و او را كشت و سرش را بريد و نزد عمرو بن ليث فرستاد و عمرو هم سر را براى معتضد ( خليفه ) فرستاد كه در سنه دويست و هشتاد و چهار رسيد كه در بغداد نصب شد و خراسان يكسره تحت امارت عمرو بن ليث درآمد تا كنار رود جيحون .

بيان حوادث

در آن سال حسين بن عبد اللّه معروف بجصاص ( گچ كار ) از مصر با هدايا و تحف رسيد و دختر خمارويه با معتضد ازدواج كرد ( هدايا هم جهاز او بود كه در تاريخ آن زمان مانند نداشت ) . احمد بن عيسى بن شيخ قلعه « ماردين » را كه در تصرف محمد بن اسحاق بن كنداجيق بود تصرف نمود . هارون بن محمد امير حاج شد كه آن آخرين امارت حج او بود كه اول آن در سنه دويست و شصت و چهار آغاز شده بود . ابو عيسى محمد بن عيسى بن سوره ترمذى سلمى در ترمذ در ماه رجب وفات كرد