تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤
بغداد را به او واگذار كرد . گواه هم گرفت و چندين خلعت براى او فرستاد .

بيان حوادث

قاسم بن مهاة ( در طبرى مماة و بايد صحيح باشد زيرا مهاة بمعنى گور ماده است مگر اينكه بمادرش منتسب و مادرش بگور ماده تشبيه شده زيرا چشم درشت و با حالت به چشم گور و آهو تشبيه مىشود و اين بعيد به نظر مىرسد هر چند معنى مماة هم مفهوم نشده ) بر دلف بن عبد العزيز بن ابى دلف در اصفهان شوريد و او را كشت و گروهى از اتباع دلف بر قاسم قاتل قيام كردند و او را كشتند ( بانتقام ) و احمد بن عبد العزيز ( برادر مقتول ) را رئيس خود نمودند . محمد بن مولد بيعقوب بن ليث پيوست و يعقوب او را گرامى داشت و به او احسان كرد . خليفه دستور داد كه اموال محمد را مصادره كنند . اعراب جعلان معروف بعيار را در محل « وحما » كشتند . او يك قافله را حراست و بدرقه مىكرد . اعراب قاتل را تعقيب كردند و نتوانستند به آنها برسند . موفق سليمان بن وهب و فرزندش و گروهى از اتباع او را بازداشت . اموال و املاك آنها را باستثناء احمد بن سليمان مصادره كرد . بعد با سليمان و فرزندش عبيد اللّه قرار گذاشت كه نهصد هزار دينار دريافت و املاك آنان را آزاد كند آنها را در محلى باز داشتند كه بتوانند با هر كه بخواهند ملاقات و مذاكره كنند ( تا وجه نقد را فراهم نمايند ) . موسى بن اتامش و اسحاق بن كنداجيق و فضل بن موسى بن بغا لشكر كشيدند ( بمخالفت ) و از پل هم گذشتند و در محل صرصر لشكر زدند و موفق به آنها پيغام داد كه باز گردند و اطاعت نكردند ابو احمد موفق بصاعد بن مخلد نامه نوشت و او نزد آن فرماندهان رفت و آنها را از صرصر بازگردانيد و موفق به آنها خلعت داد . پنج بطريق ( امير ) از روميان لشكر كشيدند و در « اذنه » كشتند و اسير گرفتند . « راجوز » مرزدار بود او را از مرزبانى عزل كردند ( خليفه عزل كرد ) او هم در
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 174 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت