تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١
آنان كشته و بقيه متفرق شدند . تكين هم به شهر شوشتر رسيد و آن را گرفت . آن واقعه معروف بجنگ كورك ( در طبرى كودك و هر دو فارسى مىباشد كه يا از كوره راه يا از طفل است ) كه مشهور و معروف است پس از آن على بن ابان گروهى از سالاران زنگى را پيشاپيش سوى قنطره فارس ( پل ) فرستاد يكى از آن عده يك غلام رومى بود از ميان گروه زنگيان گريخت و نزد « تكين » رفت و به او خبر داد كه زنگيان سرگرم باده‌گسارى در محل قنطره ( پل ) مىباشند . تكين شبانه لشكر كشيد و شبيخون زد . عده از فرماندهان را كشت و سايرين تن بفرار دادند . تكين براى جنگ با على بن ابان لشكر كشيد . على پايدارى نكرد و گريخت غلامى بنام « جعفرويه » داشت اسير افتاد و على باهواز بازگشت و تكين بشوشتر رفت . على هم بتكين نامه نوشت و از او خواهش كرد كه غلام اسير را نكشد او هم نكشت و باز داشتش كرد . پس از آن على و تكين با هم مكاتبه و جنگ را ترك كردند . مسرور شنيد كه تكين بزنگيان تمايل كرده زود او را قصد نمود گرفت و بزندان افكند . او در زندان « جعلان » ماند تا مرد . اتباع تكين پراكنده شدند و بزنگيان پيوستند

بيان تمرد عباس بن احمد بن طولون بر پدر خويش

در آن سال عباس بن طولون نسبت به پدر خود تمرد و عصيان نمود . علت اين بود كه چون احمد بشام رفت و فرزند خود عباس را در مصر جانشين نمود چنان كه بيان نموديم و از مصر دور افتاد گروهى از ياران عباس او را تشويق و وادار كردند كه گنجها و اموال را بردارد و به محل « رقه » برود و تمرد كند . او هم در ماه ربيع الاول به محل « رقه » رفت . پدرش شنيد ناگزير بمصر بازگشت و بفرزندش نامه ملاطفت - آميز نوشت و با تحريك عواطف از او خواست كه باز گردد و او برنگشت . ياران