تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧
او را دنبال كرد تا از محل كمين گذشت . ابو الاغر علامت داد و كمين از محل اختفا خارج شد و خود ابو الاغر بازگشت و موسى را در ميان گرفتند و اسير كردند و نزد امير احمد ابن « جيعويه » بردند . مردم از كار ابو الاغر تعجب كردند و او را ستودند ابن « جيعويه » موسى را بند كرد و نزد ابن طولون فرستاد او هم او را همراه خود بمصر برد و آن در سنه دويست و شصت و پنج بود .

بيان فتنه در كشور چين

در آن سال در كشور پهناور چين مردى كه شناخته نمىشد قيام و ظهور كرد و بسيارى از اهل فساد و فتنه‌جويان را گرد خود جمع نمود . خاقان او را ناكس و كارش را ناچيز دانست بسهل انگارى و بىباكى تلقى نمود . آن مرد نيروى كافى يافت و اتباع او فزون گشتند و شرانگيزان و يغما گران از هر گوشه و كنار به او پيوستند مملكت را بتاراج گرفت و شهر بزرگ و محكم « خانقوا » را محاصره كرد . در آن شهر يك نهر بود و بسيارى از مسلمين زيست مىكردند همچنين نصارى و يهود و مجوس ( مغان - زردشتيان ) و خود چينيان . چون شهر را محاصره كرد سپاه خاقان او را قصد نمود . او سپاه را شكست و منهزم كرد و شهر را گشود . از مردم شهر عده بى حد و مرز كشت و از آنجا پايتخت و مقر خاقان را قصد كرد . خاقان هم لشكر كشيد و با او روبرو شد و جنگ يك سال به طول كشيد . پس از آن خاقان ناگزير تن بگريز داد و آن مرد بدنبال او شتافت . خاقان بيك شهر پناه برد و آن مرد بر تمام مملكت و گنجها استيلاء يافت و چون دانست نخواهد توانست كه سلطنت كند زيرا او از خاندان سلطنت نبود كشور را ويران كرد و غارت نمود و خونها را ريخت . خاقان چين با پادشاهان هندوستان مكاتبه كرد و يارى خواست آنها هم لشكرها فرستادند و مدد دادند و با شورشيان مدت يك سال جنگ كردند و هر دو طرف پايدارى نمودند تا آنكه رئيس شورشيان مفقود شد . گفته شد كشته يا غرق شده و خاقان بر اتباع