تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧
بازگشت و بعد نزد صاحب الزنج رفت كه زخم خود را معالجه كند . كسى را هم براى فرماندهى لشكر بجاى خود معين كرد . چون زخم او بهبودى يافت باهواز برگشت . برادر خود خليل بن ابان را با سپاهى عظيم بجنگ احمد بن « ليث ويه » فرستاد . احمد هم در محل « عسكر مكرم » لشكر زده بود . احمد براى زنگيان عده كمين نهان كرده بود چون جنگ ميان متحاربين آغاز شد و سخت گرديد عده كمين حمله كرد ( زنگيان تار و مار و كشته شدند ) گريختگان بعلى بن ابان رسيدند على بن ابان يك گروه از سپاهيان خود را سوى « مسرقان » فرستاد . احمد هم سى سوار از برگزيدگان و بزرگان سپاه خود فرستاد كه آن گروه تمام آن سى سوار را كشتند .

بيان تسلط يعقوب بر اهواز و غير آن

يعقوب بن ليث از فارس سوى « نوبندجان » لشكر كشيد چون به آنجا رسيد احمد بن ليث از شوشتر نزد او رفت و چون يعقوب بجنديشابور رسيد تمام لشكر خليفه از آنجا رفت . يعقوب مردى از اتباع خود بنام خضر بن عنبر باهواز فرستاد ( با عده ) و چون به آنجا رسيد على بن ابان و اتباع او از زنگيان جا تهى كردند و در نهر سدره اقامت گزيدند و خضر داخل اهواز شد . اتباع خضر و اتباع على بن ابان گاه گاه بر يك ديگر حمله و غارت مىكردند تا آنكه على بن ابان آماده شد و بر خضر و اتباع او حمله كرد و بسيارى از سپاه خضر را كشت و غنايم فراوان بدست آورد . خضر و بقيه اتباع او گريختند و به محل « عسكر مكرم » پناه بردند . على در اهواز ماند كه هر چه در آنجا مال باشد بگيرد . بعد از آن سوى نهر سدره رخت كشيد . عده به محل « دورق » فرستاد كه اتباع يعقوب را دچار كردند . يعقوب براى خضر مدد فرستاد و به او دستور داد كه از جنگ با قوم زنگ خوددارى كند فقط باقامت در اهواز اكتفا نمايد ولى على اقامت او را بيك شرط قبول كرد كه خواربار موجود را براى خود حمل كند او پذيرفت و آن را داد فقط علف ماند كه حمل نشد و طرفين از جنگ خوددارى كردند .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 157 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت