تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 13

مساهمون:

ص١٣
كردند . اسراء و سرهاى بريده را ببغداد بردند و در زورقها نصب كردند كه مردم ببينند . محمد دستور داد كسانى كه در آن جنگ دليرى كرده باشند طوق و نشان و بازو بند و خلعت بدهند و مال بسيار هم داد . گريختگان را هم دنبال كردند بعضى به محل « اوانا » و بعضى به شهر « سامرا » رسيده بودند . عده لشكر معتز در آن واقعه چهار هزار بود دو هزار كشته داد و دو هزار ديگر برودخانه افتادند يا اسير شدند . محمد به تمام سران سپاه هر يكى چهار خلعت داد . و يك طوق و دست بند زرين هم بهر يكى از آنها داد . اهالى بغداد از راه مغرب بازگشتند و كارزار بدست عياران بغداد پايان يافت و آنها دليرى كرده بودند . محمد بن عبد اللّه بن طاهر روز هيجدهم صفر سوار شد و « شماسيه » را قصد كرد . در آنجا دستور داد ديوار و حصار آن محل را ويران كنند . باغ و دكان و هر چه در آنجا بود هم خراب شود . سه دروازه هم گشود تا جنگجويان بغداد از سه جهت بتوانند جنگ كنند . در آن هنگام مال و منال از پارس و اهواز رسيد كه حامل آن منكجور اشروسنى بود . ابو احمد آگاه شد و عده ترك فرستاد كه آن را تاراج كنند محمد بن عبد اللّه هم مطلع شد عدهء فرستاد كه مال را حفظ كنند آن عده از راه ديگر مال را وارد بغداد نمودند . تركان چون نا اميد شدند بنهروان رفتند و در آنجا كشتيها و پلها را آتش زدند . عده كشتىهاى حامل پل بيست كشتى بود پس از آن راه سامراء را گرفتند و رفتند . محمد بن خالد بن يزيد بن مزيد ( از خاندان معن بن زائده شيبانى كه بدليرى و سخا معروف بود ) وارد شد . او از طرف مستعين براى مرزدارى و حفظ جزاير رفته و در محل بلد بود كه خبر مستعين به او رسيد . در بلد منتظر سپاه و مال بود كه بمرز ( روم ) برود . چون واقعه ستيز مستعين و تركان را شنيد چنان كه ما ياد كرديم از بلد سوى بغداد رفت و از طريق رقه با عده از دوستان و خويشان خاص خود وارد گرديد . عده ياران او بالغ بر چهار صد بود محمد بن عبد الله به او خلعت داد و او را بفرماندهى