تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨
بعلى برسد زير نيزار انبوهى بود . « طاشتمر » آن نيزار را آتش زد و زنگيان از ميان آتش گريختند عده از آنها را اسير كرد و اتباع عبد الرحمن با اسراء و پيروزى باز گشتند . بعد از آن عبد الرحمن على بن ابان را در محلى كه لشكر زده بود قصد كرد . على به صاحب الزنج نوشت و از او يارى خواست . صاحب سيزده كشتى جنگى براى او مدد فرستاد . عبد الرحمن رسيد و يك روز در قبال يك ديگر قرار گرفتند ( بدون جنگ ) . هنگام شب على گروهى از برگزيدگان لشكر خود انتخاب كرد و لشكر خود را به حال خود گذاشت كه دشمن نداند خود با آن عدهء آزموده و مورد اعتماد از پشت سر عبد الرحمن شبيخون زد . چيز كمى از او گرفت . عبد الرحمن كنار رفت و على توانست چهار كشتى از او بگيرد . عبد الرحمن به محل « دولاب » رفت و در آنجا لشكر زد « طاشتمر » على بن ابان را قصد و با على جنگ كرد . على منهزم شد و به محل « نهر سدره » پناه برد . « طاشتمر » بعبد الرحمن خبر فرار على را داد و از او مدد خواست . عبد الرحمن رسيد و با على جنگ كرد . در « نهر سدره » با هم سخت جنگ كردند و نبرد عظيمى رخ داد و على منهزم شد و نزد ( صاحب الزنج ) پليد رفت . عبد الرحمن در محل « بيان » لشكر زد . او و ابراهيم بن سيما بتناوب بر لشكران پليد حمله مىكردند و به او آسيب مىرساندند . اسحاق بن كند اجيق در بصره بود كه خواربار و ضروريات را از سپاه زنگ بريد . صاحب الزنج عده خود را جمع مىكرد و يك روز با عبد الرحمن و روز ديگر با ابراهيم جنگ مىكرد و عدهء از آنها را به شهر بصره مىفرستاد كه با اسحاق نبرد كنند . آنها بيشتر از ده ماه به آن حال ماندند تا موسى بن بغا از جنگ زنگيان بازگشت و مسرور بلخى جنگ او را بر عهده گرفت . خبر به آن پليد هم رسيد .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 118 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت