در آن سال اعراب اطراف « تكريت » كه مساور را يارى كرده بودند دچار هجوم سپاه خليفه شدند .
در آن سال مسرور بلخى با كردان يعقوبيه جنگ كرد و آنها را تار - و مار نمود .
محمد بن و اصل تسليم شد و ايالت فارس را بمحمد بن حسن بن ابى فياض واگذار كرد .
گروهى از زنگيان اسير شدند . ميان آنها قاضى آبادان بود . همه را به شهر سامرا فرستادند و در آنجا گردن همه را زدند .
محمد بن يحيى بن عبد اللّه بن خالد ذهلى نيشابورى واعظ در ماه جمادى الاولى درگذشت . او زاهد و عابد و يار ابو يزيد بود .
سنه دويست و پنجاه و نه
بيان فتح اهواز بدست زنگيان
در ماه رجب زنگيان اهواز را تصرف نمودند . سبب اين بود كه علوى ( صاحب الزنج كه مؤلف گاهى او را علوى گويد و گاهى پليد خواند ) على بن ابان مهلبى را با لشكرى كه تحت فرمان يحيى بن محمد بحرانى بود باهواز فرستاد .
( كه يحيى كشته شده بود ) . همچنين سليمان بن موسى شعرانى او را نيز باهواز روانه كرد . والى اهواز « اصغجور » بود چون شنيد زنگيان به قصد او مىآيند لشكر كشيد و در دشت مقابله به عمل آمد . « اصغجون » تاب مقاومت نياورده گريخت و « نيزك » كه همراه او بود كشته شد . بسيارى از اتباع او هم مجروح و بسيارى دستخوش آب شدند و خود « اصغجون » به آب افتاد و مرد و عدهء هم گرفتار شدند .
حسن بن هرثمه و حسن بن جعفر ميان اسراء بودند . سر كشتگان و پرچم آنان و گرفتاران را نزد آن پليد بردند . دستور داد اسراء را بزندان برند .