تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 120

مساهمون:

ص١٢٠
و ياران او چون ضعف فرزند طاهر را ديدند بيعقوب نوشتند و كار محمد بن طاهر را ناچيز دانستند و او را خواندند و خود فرزند طاهر را از دفاع متقاعد كردند و گفتند بر تو باكى نيست و نبايد از او بپرهيزى . محمد هم سخن آنها را پذيرفت تا آنكه يعقوب نزديك نيشابور رسيد . يعقوب يكى از سالاران خود را نزد او فرستاد و او را آرام كرد و گفت : نبايد از نيشابور دور شوى . در چهارم ماه شوال يعقوب بنيشابور رسيد و برادر خود عمرو بن ليث را نزد محمد بن طاهر فرستاد كه او را حاضر كرد و گرفت و بند كرد و سخت ملامت و توبيخ نمود و او را عاجز و ناتوان خواند . خانوادهء او را كه عده آنها صد و شصت تن بود بسيستان تبعيد و عمال و حكام خود را بجاى عمال او نصب كرد . امارت محمد بن طاهر يازده سال و دو ماه و ده روز بود .

بيان ظهور ابن الصوفى در مصر بار دوم

ابن الصوفى علوى دوباره در مصر قيام و ظهور نمود . ما در حوادث سنه دويست و پنجاه و شش خبر ظهور و فرار او را بيان نموديم . اينك او خود را آماده و مردم را دعوت كرد خلق بسيارى دعوت او را اجابت نمودند . او آنها را به محل « اشمونين » سوق داد . براى مقابله و دفع او يك سپاه عظيم تجهيز و روانه شد . فرمانده آن سپاه معروف بابن ابى الغيث بود . او را در حالى كه سرگرم جنگ ابو عبد اللّه عمرى بود ديد كه ما بعد آن را بيان خواهيم نمود . چون علوى بمقابله عمرى پرداخت پس از جنگ سخت علوى گريخت و به محل « اسوان » ( اكنون بزرگترين سد مصر است ) پناه برد و در آنجا مرتكب فساد شد و نخل مردم را بريد . ابن طولون سپاه ديگرى بتعقيب او فرستاد و دستور داد هر جا كه باشد ريشه او را بكنند . سپاه رفت و او را پى كرد او به محل « عيذاب » گريخت و از دريا گذشت و به مكه پناه برد و اتباع او متفرق شدند . چون به مكه رسيد والى آن بر ورود او آگاه شد او را گرفت و بزندان افكند و بعد نزد احمد بن طولون فرستاد چون بمصر
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 120 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت