طاهر كه خداوند او را ( از گناه ) تطهير نكند مرتكب جرم شده . طاهر هرگز تطهير نخواهد شد .
مرا با رسوائى و روى باز بيرون كشيد و اموال مرا بيغما داد و خانهها و كاخهاى مرا ويران كرد .
آنچه بسرم آمده براى هارون ناگوار است كه هر چه شده بدست اعور ( يك چشم كور ) ناقص الخلقه انجام گرفته است .
( طاهر اعور بود كه گفته شده : « ذو يمينين و عين واحده » داراى دو دست راست و يك چشم است ) .
اگر آنچه كرد بفرمان تو بود بايد بر تقدير خداوند صبر كرد .
اى امير المؤمنين به ياد آر كه من خويش تو هستم . جانم فداى تو ياد - آورنده باد .
چون مامون آن نوشته و اشعار را خواند گريست و گفت : من به خدا به خونخواهى و انتقام برادرم قيام خواهم كرد . خداوند قاتلين او را بكشد .
حسين بن ضحاك در مرثيه سرائى امين افراط كرد و مامون را زشت گفت .
بدين سبب مامون او را نمىپذيرفت و مدح او را قبول نكرد ولى پس از مدتى او را احضار نمود و پرسيد : آيا روزى كه برادرم كشته شد تو خود ديدى يك زن هاشمى كشته يا از او هتك حرمت شده باشد ؟ گفت . نه . گفت : پس چرا اين شعر را سرودى كه :
و مما شجا قلبى و كفكف عبرتى * محارم من آل النبى استحلت
و مهتوكة بالخلد عنها سجوفها * كعاب كقرن الشمس حين تبدت
اذا خفرتها روعة من منازع * لها المرط عادت بالخشوع و رنت
و سرب ظباء من ذؤباته هاشم * هتفن بدعوى خير حى و ميت
اريد امنى اذا ما ذكرته * على كبد حرى و قلب مفتت
فلا بات ليل الشامتين بغبطة * و لا بلغت آمالها ما تمنت