تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 70

مساهمون:

ص٧٠
ابو جعفر نزد سفاح برگشت و به او گفت : تو خليفه نيستى . فرمان تو هم ارج ندارد مگر اينكه ابو مسلم را بكشى . گفت : چرا و چگونه است ؟ گفت : پس تو اين عقيده را مكتوم بدار گفته شده : ابو جعفر قبل از قتل ابو سلمه نزد ابو مسلم رفته بود . علت اين بود كه چون سفاح قيام كرد با خويشان و ياران درباره كار ابو سلمه گفتگو كرد كه او چگونه رفتار كرده بود . بعضى از مشاورين گفتند : شايد رفتار او با دستور ابو مسلم بوده . سفاح گفت : اگر اين رفتار بميل و دستور ابو مسلم باشد ما دچار بلا خواهيم شد مگر اينكه خداوند آن بلا را از ما بگرداند . سفاح برادرش ابو جعفر براى اين نزد ابو مسلم فرستاد كه بر عقيده او آگاه شود او رفت و ابو مسلم مرار بن انس را براى كشتن ابو سلمه فرستاد كه او را كشت .

بيان محاصره ابن هبيره در واسط

پيش از اين وقايع يزيد بن هبيره و سپاهى كه از خراسانيان براى جنگ او رفته كه فرمانده آن قحطبه و فرزندش حسن بود شرح داديم كه چگونه شكست خورده در واسط تحصن نمود . او ( يزيد ) قبل از فرار عده را براى حفظ اموال و گنجهاى خود گماشته بود آن عده بار و بنه و مال او را بيغما بردند و رفتند . حوثره به او گفت : كجا مىروى در حالى كه سالار آنها كشته شده مقصود قحطبه بكوفه برو كه سپاه بسيار همراه دارى در آنجا نبرد كن تا كشته شوى يا ظفريابى گفت : نه بواسط مىرويم و در آنجا منتظر شويم تا كار يكسره گردد . به او گفت : تو جز اينكه او را بر خود مسلط كنى تا كشته شوى كار ديگرى نخواهد كرد يحيى بن حضن به او گفت : اگر با اين سپاه نزد مروان به روى براى او هيچ چيز بهتر از اين سپاه نخواهد بود . كنار فرات را بگير و برو تا بمروان برسى . هرگز راه واسط را مگير و به آنجا مرو كه دچار محاصره خواهى شد و پس از محاصره بقتل خواهى رسيد . او از آن نصيحت سرپيچيد زيرا از مروان مىترسيد كه او را بكشد