تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 35

مساهمون:

ص٣٥
شد . چون حسن و اتباع او داخل شهر شدند نزد ابو سلمه رفتند كه ميان بنى سلمه زيست مىكرد . او را از ميان آنها ( كه مخفى بود ) بيرون بردند . او ( ابو سلمه ) در نخيله لشكر زد و بعد سوى حمام اعين لشكر كشيد او ( ابو سلمه ) حسن بن قحطبه را براى جنگ ابن هبيره بواسط فرستاد . مردم هم با ابو سلمه حفص بن سليمان مولاى سبيع بيعت كردند ( براى انتخاب خليفه كه معلوم نبود فقط بايد از آل محمد باشد ) . ابو سلمه را وزير آل محمد مىگفتند . محمد بن خالد بن عبد اللَّه را امير كوفه نمود . او را امير مىگفتند تا ظهور ابو العباس سفاح ( نخستين خليفه عباسى ) . ( ابو سلمه محمد را امير نمود ) و نيز فرزند قحطبه را سوى مدائن فرستاد ( ابو سلمه فرستاد ) . مسيب بن زهير و خالد بن برمك را سوى « دير قنى » فرستاد ( ابو سلمه فرستاد ) مهلبى و شراحيل را هم به محل « عين التمر » ( نزديك كربلا كه شفاثا باشد ) فرستاد . بسام بن ابراهيم بن بسام را باهواز فرستاد كه در آنجا عبد الواحد بن عمر بن هبيره حكومت داشت . چون بسام باهواز رسيد عبد الواحد آنجا را ترك كرد و سوى بصره رفت . سفيان بن معاوية بن يزيد بن مهلب را براى ايالت بصره فرستاد به آنجا رسيد در حالى كه سلم بن قتيبه باهلى از طرف ابن هبيره والى آن ديار بود كه عبد الواحد بن هبيره نزد وى رفته بود چنان كه گذشت . سفيان بن معاويه بسلم پيغام داد كه دار الحكومه را ترك كند كه او از طرف ابو سلمه والى بصره شده است . او خوددارى كرد و قبيله قيس را تجهيز نمود همچنين قبيله مضر و هر كه از بنى اميه در بصره بود . سفيان هم يمانىها را جمع كرد . تمام يمانىها با متحدين آنها اعم از ربيعه و ديگران به او گرويدند . در آن هنگام يكى از سرداران ابن هبيره با عده دو هزار از طرف ابن هبيره به يارى آنها ( سلم و اتباع او ) رسيد آن عده از قبيله كلب بودند . سلم بميدان شتر فروشان رفت و از آنجا سواران را بهر سو فرستاد كه راههاى بصره را بگيرند ندا داد هر كه يك سر ( از دشمن ) بيارد