پنج درهم بدهند چون نقد را دريافت كردند و عدهء آنها معلوم شد دستور داد از هر فردى چهل درهم باج بگيرند .
شاعر در اين باره گفت :
بالقوم ما لقينا * من امير المؤمنينا
قسم الخمسة فينا * و جبا نا الاربعين
يعنى : عجب اى قوم از آنچه بر ما آمده از امير المؤمنين پنج پنج بما تقسيم كرد و چهل چهل از ما ماليات گرفت در آن سال پادشاه روم درخواست صلح و آشتى كرد به شرط اينكه جزيه بدهد يزيد بن اسيد سلمى « صائفه » را براى جنگ و غزا قصد كرد .
عبد الملك بن ايوب بن ظبيان از ايالت بصره عزل و بجاى او هيثم بن معاويه عتكى نصب شد .
بيان عزل عباس بن محمد از امارت جزيره و نصب موسى بن كعب
در آن سال منصور برادر خود عباس بن محمد را از امارت جزيره منفصل نمود و بر او خشم گرفت و از او غرامت دريافت كرد و نسبت به او در حال غضب بود .
بر عم خود اسماعيل بن على هم غضب كرد و ساير اعمام منصور براى اسماعيل شفاعت كردند كه از او خشنود گرديد .
عيسى بن موسى ( وليعهد مخلوع ) بمنصور گفت : اى امير المؤمنين من چنين مىبينم كه خاندان على بن عبد الله ( بن عباس ) بر ما رشك مىبرند . تو بر اسماعيل بن على چند روزى غضب كردى همه به تو فشار آوردند تا ناگزير از او خشنود شدى آن هم براى چند روز ولى تو نسبت ببرادرت عباس چند مدت از فلان تاريخ تا فلان تاريخ خشم گرفتى و كسى نبود كه براى او شفاعت كند . منصور هم از برادر