( مضر و ربيعه و يمانىها ) امير شود ( و موجب بروز تعصب و اختلاف گردد ) .
ابو مسلم هم ابو داود را براى مقابله آنها روانه كرد . او لشكر كشيد و طرفين در ساحل رود سرجنان لشكر زدند . زياد و متحدين او ابو سعيد قرشى را براى ديده بانى و ايجاد پاسگاه فرستاده بودند مباد زياد از پشت سر مورد حمله قرار گيرد پرچمهاى ابو داود سياه ( شعار بنى العباس ) بود . چون طرفين سرگرم كارزار شدند ابو سعيد ( كه براى جلوگيرى رفته بود ) خواست به زياد ملحق شود و چون از پشت سر رسيد زياد پنداشت كه نيروى ديگر ابو داود است و كمين شده كه از عقب حمله كند با آن توهم هم تن بفرار داد . ابو داود هم گريختگان را تعقيب كرد و بسيارى از آنها برود افتادند رجال آنها را كشت و زياد و يحيى با بقيه نجات يافتگان بترمذ پناه بردند و ابو داود لشكرگاه آنها را غارت كرد .
ابو داود اموال گريختگان و كشتهشدگان را ربود و بلخ براى او هموار شد . ابو مسلم به او نوشت كه باز گردد . نصر بن صبيح مرى را بحكومت بلخ منصوب كرد . ابو مسلم و ابو داود هر دو تصميم گرفتند كه ميان دو فرزند كرمانى على و عثمان جدائى اندازند ( از قوهء آن برادر بيمناك بودند ) عثمان را حاكم بلخ نمود چون عثمان به محل حكومت خود رسيد فرافصه بن ظهير عيسى را نايب الحكومه خود نمود .
مضريها هم بسردارى مسلم بن عبد الرحمن بن مسلم از ترمذ به قصد جنگ با اتباع عثمان لشكر كشيدند . ميان طرفين جنگ سختى رخ داد و اتباع عثمان شكست خورده گريختند و مسلم بلخ را گرفت . عثمان و نصر بن صبيح كه در مرورود بودند شنيدند بجنگ فرزند عبد الرحمن كمر بستند و لشكر كشيدند . نبردى سخت واقع شد . نصر هنوز نرسيده بود . اتباع عثمان باز گريختند و بسيارى از آنها به خاك و خون افتادند . باز ابو داود از مرو سوى بلخ لشكر كشيد . ابو مسلم باتفاق على بن كرمانى بنيشابور رفت .
ابو مسلم و ابو داود متفقا تصميم گرفتند كه هر يكى يكى از دو برادر كرمانى را بكشند . ابو مسلم على و ابو داود عثمان را بكشند . چون ابو داود به شهر بلخ رسيد
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 13
مساهمون: ابن الأثير
ص١٣