وا محمدا زدند كه دين اسلام از ميان رفته بادى هم وزيد و جامه زنان را گرفت اشتران از حركت و لرزش جامهها ترسيدند و رميدند و سوى سپاه سنباذ برگشتند و سپاه را پراكنده كردند اين پراكندگى و تفرقه موجب شد كه مسلمين دلير گشته بدنبال شترهاى گريخته حمله كردند و شمشيرها را بمغها حواله دادند و هر چه خواستند و توانستند كشتند و انداختند . عدهء مقتولين بالغ بر شصت هزار گرديد .
زن و فرزند آنها را هم اسير كردند و سنباذ هم ميان طبرستان و قومس ( گمش ) گشته شد . مدت قيام و خروج او هفتاد روز بود .
سبب قتل او اين بود كه او طبرستان را قصد كرد كه نزد امير ( سپهبد ) آن پناه ببرد او هم يكى از امراء خود را بنام طوس باستقبال سنباذ فرستاد چون بملاقات وى رفت سنباذ بر او تكبر كرد او همانجا سر او را زد و بريد و بمنصور نوشت كه او را بقتل رسانيد . اموال او را هم ربود . منصور بامير طبرستان ( سپهبد ) نوشت كه اموال او را بدهد او منكر اموال شد . منصور براى سركوبى او لشكر فرستاد او گريخت و بديلم پناه برد .
بيان خروج و قيام ملبد بن حرمله شيبانى
در آن سال ملبد بن حرمله شيبانى در ناحيه جزيره ( قسمت اعلاى دجله و فرات ) قيام و خروج و تحكيم كرد ( گفت لا حكم الا اللّه ) حكومت و حكمى جز براى خدا نيست ) . دستههاى محافظ و رابط و نگهبان سوى او شتاب و با او نبرد كردند او با هزار سوار بود با آنها جنگ كرد . عده از آنها كشته و سايرين منهزم شدند .
پس از آن يزيد بن حاتم مهلبى او را قصد و نبرد كرد و ملبد او را شكست داد و منهزم نمود . منصور مولاى خود مهلل بن صفوان را با عدهء دو هزار مرد جنگى برگزيده سپاه فرستاد باز ملبد آنها را پراكنده و منهزم نمود و لشكرگاه آنها را بيغما برد .