تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤
كوى دانش منزل گرفته و با پيغمبر خدا خويش بوده با همين حال مرا وادار كرد كه جهل به قرآن كنم و چيزى از دين ندانم و قرآن را تحريف كنم و آنچه را خداوند براى خلق روا داشته و به آنها بخشيده از آنها بازستانيم و از روى غرور و خودپسندى به من امر داد كه شمشير را برهنه كنم و از رحمت و شفقت دور باشم و عذر كسى را نپذيرم و از لغزش كسى نگذرم و من هر چه دستور داده بود كردم كه راه را براى سلطنت و تحكم شما هموار كنم و خداوند مرا با شما آشنا كرد و شما دانستيد كه چه كسى بار شما را كشيده و به مقصد رسانيده است اكنون خداوند مرا از آن پرتگاه نجات داده و من توبه كرده‌ام اگر خداوند از من عفو كند كه خداوند غفور است و اگر مرا عذاب دهد كه مستوجب آن خواهم بود زيرا ستم كردم و خداوند نسبت بما بندگان ستم نخواهد كرد . ابو مسلم از آنجا هم با خشم و عناد رفت . منصور هم از انبار بمدائن رفت . ابو مسلم راه « حلوان » را گرفت . منصور بعم خود عيسى بن على و هر كه از بنى - هاشم حاضر و همراه بود دستور داد كه بابى مسلم نامه بنويسند و او را بزرگ بدارند و تعظيم كنند و از اعمال او تشكر نمايند و از او بخواهند كارهاى خود را انجام دهد و او را از عاقبت تمرد و عصيان بر حذر دارند و به او امر كنند كه برگردد و نزد منصور برود و بملاقات تن دهد . منصور نامه آنها را بتوسط ابى حميد مرو روزى فرستاد و به او گفت : با ابو مسلم به نرمى سخن بگويد و هر چه بتواند ملايمت و نرمى و مهربانى كند و به او بگويد كه من ( منصور ) او را بلندتر و ارجمندتر و گرامىتر خواهم داشت و هيچ كس را بمقام و منزلت او نخواهم رسانيد به شرط اينكه خود را اصلاح كند و به آنچه ميخواهم تن دهد و برگردد . اگر او از برگشت خوددارى كرد به او بگويد : امير المؤمنين مىفرمايد : من زاده عباس نخواهم بود . از دين محمد هم تبرى خواهم جست كه اگر تو به روى و نزد من برنگردى و بعناد و مخالفت خود ادامه دهى و كار خود را به ديگرى غير از من واگذار كنى ( امام ديگرى اختيار كنى ) چنين نخواهم بود ( زاده عباس و خويش پيغمبر ) اگر من شخصا بجنگ تو نپردازم آنگاه اگر به دريا
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 104 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت