تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 42

مساهمون:

ص٤٢
را قاضى نمود .

بيان مبلغين و داعيان بنى العباس

گفته شده : نخستين كسى كه براى دعوت عباسيان بخراسان رفت زياد ابو محمد مولاى همدان بود كه هنگام امارت اسد از طرف محمد بن على بن عبد اللّه بن عباس بدان سامان روانه شد . محمد به او گفت كه بر قبايل يمانى ( اهل يمن مقيم خراسان ) وارد شو و با قبايل مضر ملاطفت كن . او را از ملاقات يك مرد نيشابورى بنام غالب نهى كرد كه غالب در محبت بنى فاطمه افراط و مغالات مىكرد . گفته شده : نخستين كسى كه حامل نامهء محمد بن على براى خراسانيان بود حرب بن عثمان مولاى بنى قيس بن ثعلبه از اهل بلخ بود . ( حرب بلخى بود ) . چون زياد وارد خراسان شد آغاز دعوت و تبليغ براى بنى العباس نمود . رفتار و ستم بنى اميه را شرح داد . او خوان گسترانيد و بواردين طعام داد . در آن هنگام غالب وارد شد و با او در فضيلت آل على گفتگو و مناظره كرد كه كدام يك از آن دو خانواده آل على يا بنى العباس افضل باشند . ( كه خلافت به آنها برسد ) . از هم جدا شدند . زياد مدت زمستان را در مرو اقامت نمود . يحيى بن عقيل خزاعى از اهل مرو ( مقيم مرو ) نزد او رفت و آمد داشت كسان ديگر نيز نزد وى مىرفتند . باسد ( امير ) خبر ( تبليغ و دعوت ) او را دادند وى را احضار كرد و پرسيد : من چيزى دربارهء تو شنيده‌ام آيا راست است ؟ گفت : دروغ و باطل است . من براى تجارت آمده‌ام سرمايهء خود را در ميان مردم پراكنده كرده‌ام ( بستانگار هستم ) چون مال خود را دريافت كنم از اين شهر رخت خواهم بست . او را رها كرد . او دوباره به كار ( تبليغ ) شروع كرد . باز خبر او را باسد دادند . اسد او را گرفت و كشت و عدهء ده تن از اهل كوفه را هم با او كشت . فقط دو كودك از ميان آنها نجات يافتند بسبب خردسالى آنها را نكشت . گفته شده : دستور داد زياد را با شمشير دو نيم كنند . شمشير در او كارگر نشد مردم تكبير كردند ( معجزه ولى دروغ است ) اسد گفت : اين حال ( تكبير ) چيست ؟ گفتند شمشير در او
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 42 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت