تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 289

مساهمون:

ص٢٨٩
هر كه از من دين آنها را بپرسد ( مىگويم ) دين آنها عبارت از اين است كه بايد تمام اعراب ( كشته ) و هلاك شوند . آنها قومى هستند كه يك عقيدهء ( عجيب ) دارند و من آن را از پيغمبر نشنيده‌ام ( تلقى نكرده‌ام ) در كتب هم ( آن عقيده ) نيامده ( مقصود ابو مسلم و اتباع او و عقيدهء آنها كه بايد عرب و حتى عرب زبان كشته شود چنان كه ابراهيم امام دستور داده است ) آنها در آن حال بودند كه ناگاه ابو مسلم نضير بن نعيم ضبى را بهرات فرستاد كه حاكم آن شهر عيسى بن عقيل بن معقل ليثى بود . او را بيرون راند . او گريخت و بنضر پيوست نضر هم بر هرات غلبه يافت . يحيى بن نعيم بن هبيرهء شيبانى به فرزند كرمانى گفت : يكى از دو حال را اختيار كنيد . يا شما ( قبايل يمن ) قبل از مضر ( قبايل ) هلاك شويد يا مضر قبل از شما هلاك شود ( هر دو دچار هلاك خواهيد شد يكى پس از ديگرى ) گفتند : براى چه و چگونه خواهد بود ؟ گفت : اين مرد ( ابو مسلم ) يك ماه بر ظهور و قيام او گذشته و او داراى سپاهى شده باندازهء سپاه شما پرسيدند : چه بايد كرد ؟ گفت : با نصر آشتى و مسالمت كنيد كه او فقط با نصر خواهد جنگيد زيرا امارت ( بنى اميه ) بعهدهء اوست اكنون و لو براى يك ساعت قبايل مضر را پيش اندازيد ( كه هلاك شوند ) و شما خرسند خواهيد شد و چشم شما با قتل مضر روشن خواهد شد . شيبان ( بر اثر اين پند ) نزد نصر فرستاد او را نبرد دعوت كرد بمسالمت و ترك او اجابت و قبول نمود . سالم بن احوز را با عهدنامه ترك جنگ فرستاد . او نزد شيبان رفت در حالى كه فرزند كرمانى و يحيى بن نعيم نزد او نشسته بودند . سالم به فرزند كرمانى گفت . اى اعور ( يك چشم كور ) تو همان اعور ( موعود - دجال ) هستى كه قبايل مضر بدست او ( بسبب او ) هلاك مىشوند . طرفين هم مدت يك سال جنگ و ستيز را ترك كردند . عهدنامه هم نوشتند . ابو مسلم آگاه شد بشيبان نوشت : ما با تو براى چند ماه متاركه مىكنيم . سه ماه با ما متاركه كن . فرزند كرمانى گفت : من با نصر مسالمه و متاركه نكرده‌ام . شيبان كرده و من تن نمىدهم زيرا او پدرم را كشته و من بخونخواهى پدرم كمر بسته‌ام . من جنگ او را ترك نمىكنم جنگ
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 289 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت