نماز مىخواند و بعد از آن باز سرگرم باده و طرب مىگرديد . مهدى گفت :
آفرين بر تو اى ابا علاثه .
بيان بيعت يزيد بن وليد ناقص
در آن سال با يزيد بن وليد بيعت شد . او را ناقص گويند زيرا آنچه را كه وليد بر عطاى مردم كه ده ده بود افزود او كاست ( بدين موضوع اشاره كرديم اكنون اشتباه مؤلف در گذشته مسلم شده كه خود توضيح داده است ) . عطاى ( حقوق سپاه ) مردم را به زمان هشام برگردانيد .
گفته شده نخستين كسى كه او را به اين صفت ملقب كرده بود مروان بن محمد بود .
چون وليد كشته شد يزيد براى مردم خطبه خواند و ناسزا بوليد گفت و علت قتل او را بىباكى و سيه كارى و پليدى او بوده . آنگاه گفت : اى مردم . بر من است كه هرگز آجر بر آجر يا خشت بر خشت نگذارم ( براى خود كاخ نسازم ) و يك نهر ( براى خود ) حفر نكنم و مال و گنج نيندوزم و مال بزن و فرزند خود ندهم مال يك شهر را هم از آن شهر بگنج منتقل نكنم مگر مازاد بر اصلاح آن شهر و اضافهء مرزبانى و تجهيز كه مال براى حفظ مرز و نگهبانى محل خواهد بود . من شما را در مرزها سرگردان نخواهم كرد كه دچار فتنه شويد . اهل جزيه ( غير مسلمان كه ماليات گزيت مىپرداختند ) را هم دچار بار سنگين و تحميل نخواهم كرد . شما عطاى خود را ( حقوق ) ساليانه دريافت خواهيد كرد و روزى شما ماه به ماه ( مرتبا ) خواهد رسيد تا آنكه دورترين كسى با نزديكترين كسى يكسان خواهد بود . اگر من به اين شرط وفا كنم بر شماست كه فرمانبردار و در مساعدت و مشورت پايدار باشيد و اگر بتعهد خود وفا نكنم شما حق داريد مرا خلع كنيد مگر آنكه توبه كنم . اگر هم ديگرى كه او را صالح بدانيد و مانند تعهد من براى شما تعهد كند