رخ داد .
در آخر روزگار هشام بن عبد الملك ضحاك بن حرب درگذشت .
قاسم بن ابى بزه كه نام ابو بزه يسار و او يكى از قراء ( قرآنخوانان ) مشهور بود و اشعث بن ابى الشعثاء سليم بن اسود محاربى و سيد بن ابى انيسيه جزرى مولاى بنى كلاب گفته شده مولاى يزيد بن خطاب بود و باز گفته شده مولاى غنى بوده كه سن او چهل و شش و فقيه و پارسا بود و برادرى محدث داشت ولى روايت او در حديث ضعيف بوده درگذشتند .
در زمان هشام عرجى شاعر در زندان محمد بن هشام مخزومى و عامل هشام در مدينه و مكه درگذشت علت بازداشت او اين بود كه محمد بن هشام ( والى ) را در شعر هجو گفته بود . محمد هم پى بهانه مىگشت تا آنكه شنيد اعرجى غلام خود را زده و كشته و بغلامان خود دستور داد كه نسبت بزن مقتول عمل منافى عفت را مرتكب شوند .
محمد هم او را گرفت مردم را بگرفتن داد دعوت كرد و او را بزندان سپرد تا پس از نه سال در محبس مرد .
( عرجى ) بفتح عين و سكون راء و در آخر آن جيم است عمال و حكام شهرستانها هم همان كسانى كه بودند به حال خود ماندند .
سنهء صد و بيست و شش
بيان قتل خالد بن عبد اللّه قسرى
در آن سال خالد بن عبد اللّه كشته شد . پيش از اين عزل او را شرح داده بوديم كه چگونه از امارت عراق و خراسان بر كنار شد مدت امارت او پانزده سال بود .
چون هشام او را بر كنار كرد يوسف بن عمر وارد شهر واسط شد و او را در همان جا ( مركز حكومت عراق ) بازداشت . بعد از آن يوسف بحيره رفت و خالد را هم با خود