را بعراق فرستاد . ابو عكرمهء سراج و ابو محمد الصادق و حيان عطار دائى ابراهيم ابن سلمه را بخراسان فرستاد . در آن هنگام جراح حكمى امير و والى خراسان بود .
بنمايندگان دستورداده بود كه براى خلافت خود و خانوادهاش دعوت و تبليغ كنند .
آنها هم رفتند و هر كه را بايد ملاقات كنند ديدند و برگشتند و نامههاى متابعين را بميسره دادند و ميسره نامهها را براى محمد بن على بن عبد اللّه بن عباس فرستاد .
او هم ( محمد ) تميمى و قحطبة بن شبيب طائى و موسى بن كعب تميمى و خالد بن ابراهيم ابو داود كه از بنى شيبان بن ذهل بود و قاسم بن مجاشع تميمى و عمران بن اسماعيل و ابو النجم مولاى ابى معيط و مالك بن هيثم خزاعى و عمرو بن اعين ابو حمزه مولاى خزاعه و شبل بن طهمان ابو على هروى مولاى بنى حنيفه و عيسى بن اعين مولاى خزاعه را برگزيد كه براى دعوت و تبليغ ( و اعلان خلافت بنى العباس ) بروند . هفتاد تن هم انتخاب كرد كه مبلغ و نماينده باشند . براى آنها هم يك برنامه نوشت كه بايد بدان عمل و رفتار كنند . محمد بن على آن برنامه و دستور را نوشت . ( حميمه ) بضم حاء بىنقطه ( شراة ) با شين نقطه دار .
بيان بعضى حوادث
در آن سال عمر بن عبد العزيز دستور داد كه اهالى « طرنده » كوچ كنند و در « مالطيه » ( مالت ) اقامت نمايند . « طرنده » ميان كشور روم واقع شده كه ما بين آن و مالطيه سه منزل راه است ( سه روز ) . عبد اللّه بن عبد الملك مسلمين را در آن محل سكنى داده بود كه در سنهء هشتاد و سه آن محل را گشود . در آن زمان مالطيه ويران و خالى از سكنه بود سپاهيان آن محل ( طرنده ) را براى استراحت برگزيده بودند در آنجا مدتى زيست مىكردند و پس از آنكه برف نازل شود از آن محل به وطن خود برميگشتند . آنها بدان حال ( رحل و اقامت ) بودند تا زمان خلافت عمر بن عبد العزيز رسيد او دستور داد كه همه بمالطيه مهاجرت و در آنجا اقامت كنند . « طرنده » را از سكنه تهى نمودند و رفتند زيرا نسبت بمسلمين نگران بود . طرنده را ويران