تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨
چون نبط در بين النهرين به دو زبان تكلم مىكردند يا از دو نژاد مختلف بودند حيان ديلمى را بر آنها قياس كرده بودند و او در آن زمان داراى تاريخ مهم بود ) را نزد او فرستاد . او بتوسط حيان درخواست صلح نمود كه مبلغى فديه و جزيه فوراً و نقداً تأديه كند . قتيبه پذيرفت و پيمان صلح را با او بست و او بازگشت . قتيبه هم باتفاق نيزك برگشت . ( حيان ) با حاء بىنقطه و ياء تشديد شده كه دو نقطه زير باشد و در آخر آن نون است .

بيان خيانت نيزك و فتح طالقان

گفته شده است : چون قتيبه برگشت نيزك از او بيمناك گرديد زيرا پيروزى و كشورگشائى او را ديد و سخت رميد و ترسيد . باتباع خود گفت : من از اين مرد امان ندارم بهتر اين است كه از او اجازه بگيرم و بر گردم . از قتيبه اجازه خواست و به او اجازه داد و در عين حال به او ( دوستى او ) اميدوار بود ( اعتماد داشت ) . او طخارستان را قصد و شتاب كرد تا بنوبهار ( بت‌خانهء معروف ) رسيد . در آنجا پياده شد . نماز خواند ( عبادت كرد ) و تبرك نمود . باتباع خويش گفت : من شك ندارم كه قتيبه از اجازه دادن به من پشيمان شده است ، او بمغيره ( عامل او ) خواهد نوشت كه مرا بازداشت كند . چنين بود كه قتيبه از رهائى وى پشيمان شد و بمغيرة بن عبد اللّه پيغام داد كه نيزك را بازداشت كند . نيزك باتفاق مغيره هر دو مسافتى رفتند ناگاه نيزك خود را بدرهء « خلم » رسانيد مغيره ناگزير و نا اميد برگشت و نيزك قتيبه را خلع كرد . سپهبد بلخ و باذان پادشاه مرورود و پادشاه طالقان و پادشاه فارياب و پادشاه جوزجان ( همه ملوك الطوائف بودند ) نوشت كه آنها هم او را خلع و عصيان را آغاز كنند ، همه اجابت كردند ، با آنها قرار گذاشت كه در بهار لشكر بكشند و با قتيبه جنگ كنند . بكابل شاه هم نوشت و از او يارى و پناه خواست ، اموال و ذخائر خود را هم نزد او فرستاد و از او اجازه خواست كه هنگام لزوم به او پناه ببرد و او هم پذيرفت . جيغويه پادشاه طخارستان ضعيف و ناتوان بود ، نيزك او را گرفت و بند كرد .