نجده در قطيف اقامت و فرزند خود مطرح را بدنبال گريختگان از عبد القيس روانه كرد آنها هم در محل ثويره پايدارى كردند . مطرح بن نجده هم با جمعى از اتباع خود در آنجا كشته شدند . نجده هم يك گروه جنگجو سوى خط ( محل ) فرستاد كه بر مردم آن چيره شد . خود نجده هم در بحرين اقامت گزيد . چون مصعب بن زبير در سنه شصت و نه وارد بصره گرديد عبد اللّه بن عمير ليثى اعور را با چهارده هزار مرد جنگى فرستاد ( براى جنگ نجده ) . او ( عبد اللّه ) مىگفت :
اى نجده پايدارى كن و بدان كه ما هرگز نخواهيم گريخت . نجده هم ( در آن زمان ) در قطيف بود كه لشكر ابن عمير رسيد و او را غافلگير كرد مدتى با هم جنگ كردند . روز بعد ابن عمير از مشاهده عده كشتگان لشكر خود مبهوت شد مجروحين هم بسيار بودند . نجده باز بر آنها حمله كرد كه همه گريختند و لشكرگاه خود را بدون مدافع گذاشتند . نجده هم لشكرگاه را غارت كرد . ميان اسراء عده كنيز بود كه يكى از آنها همسر و مادر فرزند ابن عمير بود . او به آن كنيز ( مادر بچهها ) پيشنهاد كرد كه او را آزاد و نزد مالك ( و همسر ) خود روانه كند .
او گفت : من به كسى كه مرا ترك كرد و گريخت نيازى ندارم . نجده بعد از فرار ابن عمير لشكرى بعمان فرستاد . فرمانده آن لشكر عطيه بن اسود حنفى بود .
در آن زمان عمان در دست عباد بن عبد اللّه بود كه او سالخورده داراى دو فرزند سعيد و سليمان بود كه ده يك ماليات از كشتى به آنان و خراج از سايرين مىگرفتند .
چون عطيه ( با لشكرى ) رسيد با او نبرد كردند . عباد كشته شد و بلاد بدست عطيه افتاد چند ماهى در آن سرزمين زيست كرد و بعد از آنجا خارج شد و آن محل را بيكى از رجال بنام ابو القاسم سپرد سعيد و برادرش سليمان كه هر دو فرزند عباد بودند او را كشتند بعد از آن ميان نجده و عطيه اختلاف پيدا شد كه آن را در آينده شرح خواهيم داد بخواست خدا . عطيه دوباره بعمان برگشت و نتوانست آن را بگشايد ناگزير سوار كشتى شد
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 53
مساهمون: ابن الأثير
ص٥٣