و كرمان را قصد نمود . كرمان را گرفت و در آنجا سكه زد و نفود خود را عطويه ( از عطيه ) نام نهاد . مهلب لشكرى براى سركوبى او فرستاد او از آنجا گريخت و بسيستان رفت و از آنجا بكشور زند پناه برد . در قندابيل با خيل مهلب روبرو شد او را كشتند . گفته شده خوارج او را كشتند .
پس از شكست و گريز ابن عمير نجده به اطراف و بيابانها نماينده فرستاد كه صدقه ( ماليات و زكات ) را از مردم باديهنشين بگيرند . اتباع او ( نجده ) با اهالى كاظمه كه بنى تميم باشند نبرد كردند . اهالى طويلع به يارى بنى تميم كمر بستند و در نبرد يكى از خوارج را كشتند نجده عده براى سركوبى اهالى طويلع فرستاد بر آنها هجوم بردند بعد از آن قتل آنها را بتسليم و اطاعت دعوت كرد و آنها تسليم شدند .
صدقه ( ماليات ) را از آنها گرفت . پس از آن نجده صنعاء ( پايتخت يمن ) را قصد كرد .
عدهء سواران چابك و سبك بار همراه خود برد . اهالى شهر گمان كردند كه لشكر او بدنبال خواهد آمد ناگزير با او بيعت كردند چون ديدند كه لشكرى بمدد نيامد از بيعت خود پشيمان شدند . او بر پشيمانى آنها آگاه شد و گفت : اگر بخواهيد بيعت را نقض كنيد من شما را آزاد و مختار مىگذارم و با شما جنگ خواهم كرد .
آنها گفتند هرگز بيعت خود را نقض نخواهيم كرد .
پس از آن از مخالفين هم صدقه گرفت . نجده پس از آن ابو فديك را بحضرموت فرستاد و از مردم آن سرزمين ماليات دريافت كرد . در سنه شصت و هشت نجده به قصد حج رفت گفته شده در سنه شصت و نه عدهء كه همراه وى بودند بالغ بر هشتصد و - شصت و نه مرد بوده . گفته شده با دو هزار و ششصد مرد به حج رفته بود . با ابن زبير هم صلح كرد به شرط اينكه هر يكى از طرفين ( او و ابن زبير ) جدا نماز بخواند ( پيش نماز اتباع خود باشد ) . آنگاه عده ( مسلح ) براى حمايت صنف جماعت ايستاد مبادا تعدى از طرف ديگر بروز كند .
چون نجده حج را ادا كرد از مكه سوى مدينه رهسپار شد . اهل مدينه هم
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 54
مساهمون: ابن الأثير
ص٥٤