تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 5

مساهمون:

ص٥
و دوستان خود را بر آنها مسلط كرد . خويشان و نزديكان خود را برگزيد و توانگران را گماشت و تازيانه را بر سر مردم نواخت و كتاب را پاره كرد و كسى را كه بر ستم او اعتراض كرده بود زد و طرد كرد . و كسى را كه پيغمبر تبعيد كرده بود برگردانيد و نزديك كرد ( تبعيد ابو ذر و برگردانيدن مروان ) كسانى را زد كه در فضل و ايمان مقدم و داراى سوابق خوب بودند كه آنها از حق خود محروم نمود . او حق و مالى را كه خداوند به آنها داده بود گرفت و بسيه‌كاران و فاسقين قريش و تبه كاران مسخره عرب اختصاص داد . بدين سبب جماعتى او را قصد كرده كشتند ما با كشندگان او هم عقيده و دوستدار آنها هستيم و از ابن عفان ( عثمان ) و ياران او تبرى جسته‌ايم . تو ابن زبير در اين عقيده چه مىگوئى و چه عقيده داراى ؟ گفت : من هر چه درباره پيغمبر گفتى شنيدم و آن را دانستم و هر چه گفتى نسبت برسول كم بوده و او بزرگتر از آن بود كه وصف نمودى . درباره ابو بكر و عمر هم هر چه گفتى درست است . درباره عثمان هم هر چه گفتى دانسته شد و من كسى از خلق خدا را نميشناسم كه به اندازه من باحوال فرزند عفان آشنا و احاطه داشته باشد . من با او همراه بودم كه آن قوم بر او شوريده و خشم گرفته بودند . او هم معذرت خواست و گلهء آنها را دفع كرد . آنها پذيرفتند ولى بعد با يك نامه برگشتند و ادعا كردند كه او آن نامه را نوشته و دستور قتل آنها را داده است . او گفت : من اين نامه را ننوشته‌ام اگر بتوانيد دليل بياوريد و ثابت كنيد و گر نه كه من سوگند ياد ميكنم . آنها دليل و برهان نداشتند و به او قسم هم ندادند و با آن حال بر او شوريدند و او را كشتند . هر عيبى كه تو براى او گرفتى من شنيدم چنين نبود بلكه او در خور خير و احسان بوده . من هر كه را در پيرامون من است گواه ميگيرم كه من هوا خواه عثمان و دشمن دشمنان او هستم و از آنها تبرى ميجويم و من از شما برى هستم .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 5 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت