تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 109

مساهمون:

ص١٠٩

بيان خدعه مختار نسبت بابن زبير

چون مختار امير منصوب از طرف ابن زبير را كه عبد اللّه بن مطيع بوده از كوفه اخراج كرد ابن مطيع راه بصره را گرفت و رفت . او نخواست با خوارى و عدم رستگارى نزد ابن زبير برگردد . چون كار مختار بسامان رسيد آغاز خدعه و تزوير نسبت بابن زبير نمود و به او نوشت : تو خود خوب مىدانى كه من نسبت به تو چگونه بودم و چگونه با دشمنان تو ستيز مىكردم و تو هم به من قول داده بودى كه اگر پيروز شوى به من امارت و ايالت بدهى . من نسبت به تو وفا كردم و تو وفا نكردى اگر بخواهى دوباره يار وفادار تو باشم وفا كن و السلام . مقصود مختار اين بود كه ابن زبير از خصومت وى منصرف شود كه كار وى انجام گيرد ولى شيعيان بر ان مكاتبه آگاه نبودند . ابن زبير خواست بداند كه آيا مختار نسبت به او قصد جنگ و ستيز دارد يا مسالمت خواهد كرد . عمر بن عبد الرحمن بن حارث بن هشام مخزومى را نزد خود خواند و امارت كوفه را به او سپرد و به او گفت : مختار مطيع و فرمانبردار است . او هم مبلغ سى الى چهل هزار درهم دريافت كرد و راه كوفه را گرفت . خبر بمختار هم رسيد او زائده بن قدامه را خواند و به او هفتاد هزار درهم داد و گفت : اين مبلغ دو برابر مبلغى است كه ابن زبير بعمر بن عبد الرحمن داده تو با عده پانصد سوار باستقبال او برو و اين مبلغ را به او بده و از آمدن باينجا بازش دار
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 109 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت