داراى علامت و نشان ( سپاهى ) بودند . همچنين سياه كلاهان از اتباع اسوار ( باحتمال اسواران ايرانى ) هر گاه مىديدند عمر بن سعد بر آنها مىگذشت ميگفتند :
اين قاتل حسين است . اين قبل از قتل او بود . ابن سيرين ( دانشمند ايرانى ) گويد على بعمر - ابن سعد گفت : تو چه خواهى كرد كه ترا ما بين دوزخ و بهشت مخير كنند ؟ تو هم دوزخ را اختيار خواهى كرد . بعد از آن مختار فرستاد كه حكيم بن طفيل طائى را احضار كنند . او رخت و سلاح عباس ( بن على ) را ربوده و حسين را هم هدف تير كرده بود خود او مىگفت : تير من به لباس او ( حسين ) اصابت كرد و آسيبى به او نرسانيد .
اتباع مختار به او رسيدند و او را گرفتند . خانواده او نزد عدى بن حاتم ( مشهور كه رئيس قبيله طى بود ) رفته كه او شفاعت كند . عدى هم درباره او نزد آنها توسط كرد آنها گفتند : اين كار بسته باراده مختار است مىتوانى نزد او شفاعت كنى . عدى هم قبل از آن درباره چند تن شفاعت كرده و شفاعت او پذيرفته شده بود كه آن چند تن روز جنگ جبانه سبيع گرفتار شده بودند . شيعيان ترسيدند كه اگر عدى نزد مختار برود ممكن است شفاعت او را قبول كند او را جابجا كشتند و نزد مختار بردند . از بس كه او را هدف تير كرده بودند مانند خارپشت شده بود زيرا او حسين را هدف تير كرده بود . عدى بن حاتم هم بر مختار وارد شد . مختار او را بر مسند نزد خويش نشاند . او هم شفاعت كرد . مختار گفت : آيا روا مىدارى كه قاتلين حسين را آزاد كنى ؟ گفت . به او تهمت زده شده و او بىگناه است .
مختار گفت : اگر چنين باشد ما او را براى خاطر تو آزاد مىكنيم . ابن كامل داخل شد و خبر قتل او را داد . مختار گفت چرا عجله كرديد خوب بود نزد من مىآورديد ولى از كشتن وى خرسند و خشنود بود . ابن كامل گفت : شيعيان در قتل او بر من چيره شدند . عدى بابن كامل گفت : دروغ مىگوئى . تو يقين كردى كسى كه از تو بهتر است ( يعنى مختار ) شفاعت مرا درباره او قبول خواهد كرد تو او را كشتى ابن كامل بعدى دشنام داد و مختار او را از ناسزا گفتن بعدى نهى و منع كرد . مختار
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 104
مساهمون: ابن الأثير
ص١٠٤