تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 105

مساهمون:

ص١٠٥
عده فرستاد كه قاتل على بن الحسين را دستگير كنند . او مرة بن منقذ از قبيله عبد قيس و دلير هم بود . آن عده خانه او را محاصره كردند . او بر اسب خود سوار شد و نيزه را بدست گرفت و با آنها جنگ كرد . يكى بر دست او زد . ناگاه اسب را نواخت و تاخت و نجات يافت و بمصعب بن زبير پيوست . دست او بعد از آن ضربت ناقص شد . مختار عده فرستاد كه زيد بن رقاد جنبى را دستگير كنند . او گفته بود من جوانى ( از اتباع حسين ) را هدف تير كرده بودم . آن جوان دست بر سپيشانى خود برده بود و من دست او را با همان تير پيشانى وى دوختم او نتوانست دست خود را از پيشانى خود بردارد . آن جوان عبد اللّه بن مسلم بن عقيل بود . آن جوان هنگامى كه ما به آنها حمله كرديم گفت : خداوندا آنها عدهء ما را كم ديدند ( كه بما حمله نمودند ) و ما را خوار دانستند . خداوندا آنها را بكش به همان نحوى كه ما را ميكشند . يك تير ديگر هم رها كردم كه آن جوان را كشت . او ( قاتل ) گويد : من وقتى كه به او رسيدم او جان سپرده بود . من آن تيرى را كه به او نشانده بودم از پيشانى او كشيدم آن قدر كشيدم تا پيكان ماند و چوب بدستم آمد . چون اتباع مختار به او رسيدند او شمشير خود را كشيد و بدفاع پرداخت . ابن كامل باتباع خود گفت : او را با نيزه و شمشير مجروح مكنيد و مكشيد . بلكه فقط با تير و سنگ او را بكشيد ( كه او با تير جوان را كشته بود ) آنها هم او را تير باران كردند تا افتاد هنوز زنده بود كه او را به آتش افكندند . مختار براى دستگيرى سنان بن انس فرستاد كه او ادعا ميكرد حسين را كشته او ببصره گريخته و پناه برده بود . خانه او را ويران كردند . عبد اللّه بن عقبه غنوى را هم تعقيب كرد او بجزيره گريخته بود . خانه او را ويران كردند او يك جوان را از آنها ( اتباع حسين ) كشته بود . يكى ديگر از بنى اسد را تعقيب كردند كه حرملة بن كاهن نام داشت ( بد نام مشهور ) كه او هم يكى از اتباع حسين را كشته بود كه او هم گريخته بود . مردى از خثعم عبد اللّه بن عروه خثعمى نام داشت . ادعا مىكرد كه دوازده تير