هم بيم اين را داشت كه وليد آنها را بكوبد .
لذا او را عزل و فرات بن حيان را امير نمود . همچنين هند بن عمرو حجلى كه شريك امارت او باشد ( دو امير به يارى يك ديگر ) ابن اسحاق گويد : فتح جزيره در سنه نوزده رخ داد .
و نيز او چنين روايت نموده . عمر بسعد بن ابى وقاص نوشت : اگر خداوند دو مملكت عراق و شام را براى مسلمين مسخر كرد يك لشكر بفرماندهى خالد بن عرفطة يا هاشم بن عتبه يا عياض بن غنم ( يكى از سه مرد ) سوى جزيره بفرست .
سعد گويد : امير المؤمنين ( عمر ) نام عياض را براى اين بعد از دو تن ياد آورد كه خود به او علاقه داشت بنابر اين من او را ميان اين سه امير انتخاب مىكنم .
او را برگزيد و با لشكرى آراسته بجزيره روانه نمود ميان لشكر او ابو موسى اشعرى بود همچنين عمر بن سعد ( فرزند او كه بعد فاجعه كربلا را بوجود آورد ) او در آن هنگام نوجوان بود هيچ رياست و امارتى نداشت . عياض با لشكر خود تا محل رها رفت و در آنجا لشكر زد مردم آن سرزمين از صلح در آمده تسليم شدند و شرط صلح آنها مانند شروط صلح حران بود .
ابو موسى اشعرى را هم سوى نصيبين روانه كرد ( با لشكر ) او آنجا را گشود عياض خود شخصا سوى دارا رفت . آنجا را فتح نمود . عثمان بن ابى العاص را بارمينيه چهارم فرستاد . با مردم آن سرزمين جنگ كرد و در آن جنگ صفوان بن معطل شهيد شد . اهل محل ناگزير پيشنهاد صلح را داده جزيه را پرداختند كه سرانه بهر يك تن يك دينار افتاد . بعد از آن قيساريه از بلاد فلسطين گشوده شد و هرقل از آنجا گريخت .
بنابر اين روايت فتح جزيره بدست عراقيان انجام گرفت ولى عقيده اكثر راويان مسلمين شام آن را گشودند زيرا ابو عبيده عياض بن غنم را بجزيره فرستاد .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 360
مساهمون: ابن الأثير
ص٣٦٠