تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 345

مساهمون:

ص٣٤٥
كشتىها گذاشتند و از آن ديار گذشتند و رفتند . چون قبايل عرب تغلب و اياد و نمر حال را بدان منوال ديدند بعبد اللّه خبر تسليم را دادند و امان خواستند عبد اللّه در پاسخ آنها پيغام داد : اگر راست مىگوئيد بايد پيش از هر چيز مسلمان شويد آنها هم قبول كرده مسلمان شدند . عبد اللّه باز به آنها پيغام داد كه چون صداى تكبير را بشنويد بدانيد كه ما دروازه‌ها را گشوده‌ايم شما هم دروازه‌هاى مشرف بر رود دجله را بگيريد و تكبير كنيد و هر كه را بيابيد ( از روميان ) بكشيد . عبد اللّه با مسلمين هجوم برده اللّه اكبر گفتند . تغلب هم آن صدا را شنيدند و تكبير نمودند همچنين دو قبيلهء اياد و نمر آنگاه دروازه‌ها را گرفتند . روميان پنداشتند كه مسلمين از پشت سر بر آنها هجوم آورده‌اند بدفاع از دروازه‌ها شتاب كردند . شمشيرهاى مسلمين و قبيله ربيعه كه همان حين مسلمان شده بودند آنها را گرفت و خرد و تباه كرد . هيچ كس از محاصره‌شدگان غير از كسانى كه تازه مسلمان شده بودند از آن نبرد نجات نيافت عبد اللّه بن معتم و ربعى بن افكل بمردم دو قلعه و دو شهر نينوى و موصل پيغام تسليم دادند . از همان روز هم آن دو قلعه يكى حصن شرقى كه نينوى باشد و ديگرى حصن غربى كه موصل باشد ناميده شد . عبد اللّه رسولى نزد مردم دو محل فرستاد به او گفت : كه شب و روز سير خود را ادامه بده و يك لحظه از سير و تعب آسوده مباش تا تو قبل از خبر فتح ( تكريت ) به آنجا برسى . قبايل تغلب و اياد و نمر را هم با او فرستاد . ابن افكل ( فرمانده كل ) آنها را سوى آن دو قلعه ( دو شهر ) پيشاپيش فرستاد كه تا خبر گشودن تكريت به آنها نرسيده تسليم شوند ( آن قبايل را دوست بدانند و راه بدهند و از اسلام و تسليم آنها غافل باشند تا دو شهر بدون جنگ گرفته شود ) . آن قبايل هم قبل از اطلاع مردم آن سرزمين بدان محل رسيدند و خبر پيروزى خود و غلبه روميان بر مسلمين را دادند و آنها هم خرسند شدند و چون بدون نبرد داخل شدند در