تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قاموس قرآن ( فارسي ) — صفحة 275

مساهمون:

ص٢٧٥
و اهل مدينه و اهل كوفه بفتح ميم و ديگران بضمّ و نيز بكسر ميم خوانده‌اند و آن مصدر ملك يملك است در صحاح گويد فتح ميم از كسر آن افصح مىباشد . ممكن است مراد از آن حكومت يعنى : ما با قدرت و اختيار در كارمان و عدهء تو را مخالفت نكرديم . . . و شايد بمعنى ملك و مال باشد يعنى : ما با مال خويش با وعدهء تو مخالفت نكرديم بلكه چيزهائى از زيور قوم فرعون داشتيم كه آنها را انداختيم و سامرى برداشت . . .
ملكوت : اين لفظ چهار بار در قرآن مجيد آمده است * ( وَكَذلِكَ نُرِي إِبْراهِيمَ مَلَكُوتَ السَّماواتِ وَالأَرْضِ ) * انعام : 75 . * ( أَ وَلَمْ يَنْظُرُوا فِي مَلَكُوتِ السَّماواتِ وَالأَرْضِ وَما خَلَقَ الله مِنْ شَيْءٍ ) * اعراف : 185 . در اين دو آيه ظاهرا مراد حكومت و تدبيرى و نظمى است كه در آسمانها و زمين است . در مجمع فرموده : ملكوت مانند ملك ( بر وزن قفل ) است ولى از ملك رساتر و ابلغ است زيرا واو و تاء براى مبالغه اضافه ميشوند . در صحاح گويد : ملكوت از ملك ( بر وزن قفل ) است مثل رهبوت از رهبة گويند : « له ملكوت العراق » براى او است حكومت عراق . ما وقتى كه از كارخانه‌اى ديدن مىكنيم مىبينيم كه در آن نظم بخصوصى حكم فرما است هم در ساختن و هم در كارانداختن آن همين طور است آسمانها و زمين . يعنى : و همانطور بابراهيم حكومت و نظميكه در آسمانها و زمين است نشان ميداديم . ايضا * ( قُلْ مَنْ بِيَدِه مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ ) * مؤمنون : 88 . * ( فَسُبْحانَ الَّذِي بِيَدِه مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ ) * يس : 83 . پاك و منزّه است خدائى كه حكومت و ادارهء هر چيز در دست او است .
مَلَك : ( بفتح ميم و لام ) فرشته . جمع آن ملائكه است اكثر علماء معتقداند كه آن از الوك مشتق است و الوك بمعنى رسالت است ( مجمع )