تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قاموس قرآن ( فارسي ) — صفحة 261

مساهمون:

ص٢٦١
در اين صورت صرف آن در اثر خفّت است چنان كه راغب گفته و بقولى مراد شهرى از شهرها بود يعنى بشهرى از شهرها وارد شويد آنچه خواهيد بدست آوريد .
مضغ : جويدن . « مضغ الطَّعام مضغا : لاكه بسنّه » . * ( فَإِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ مِنْ مُضْغَةٍ ) * حجّ : 5 . * ( ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظاماً ) * مؤمنون : 14 . مضغة فقط سه بار در قرآن مجيد آمده است و آن حالت جنين است بعد از علقه بودن . مضغة چنان كه اهل لغت گفته‌اند تكَّه گوشتى است باندازهء يك دفعه جويدن . آيا جنين را در آنحالت مضغه گفته چون يك تكَّه گوشت و به قدر يك جويدن است ؟ و اللَّه العالم .
مضى : رفتن . گذشتن . * ( فَمَا اسْتَطاعُوا مُضِيًّا وَلا يَرْجِعُونَ ) * يس : 67 . برفتن قدرت نميداشتند و به حالت اوّل بر نمىگشتند رجوع شود به « مسخ » . * ( « وَامْضُوا حَيْثُ تُؤْمَرُونَ » ) * برويد بمكانيكه دستور داده ميشويد . * ( فَأَهْلَكْنا أَشَدَّ مِنْهُمْ بَطْشاً وَمَضى مَثَلُ الأَوَّلِينَ ) * زخرف : 8 . * ( وَإِنْ يَعُودُوا فَقَدْ مَضَتْ سُنَّتُ الأَوَّلِينَ ) * انفال : 38 . ظاهرا مراد از مضىّ روشن شدن است يعنى حكايت و طريقهء مكذّبين اوّل ، روشن شده است كه خدا دربارهء آنها چه كرد .
مطر : ( بر وزن فرس ) باران در قاموس و اقرب گفته : « المطر : ماء السّحاب » در مفردات گفته : « الماء المنسكب » . در اقرب الموارد گويد : فعل مطر در خير و رحمت و فعل امطر در عذاب و شرّ گفته مىشود . به نظر قاموس : امطر فقط در عذاب گفته مىشود راغب آن را بلفظ قيل آورده است . ناگفته نماند در قرآن كريم فقط در يك محلّ مطر بمعنى باران معمولى آمده * ( لا جُناحَ عَلَيْكُمْ إِنْ كانَ بِكُمْ أَذىً مِنْ مَطَرٍ أَوْ كُنْتُمْ مَرْضى أَنْ تَضَعُوا ) *
قاموس قرآن ( فارسي ) — صفحة 261 | سيد علي اكبر قرشي